اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٥٥ - توانمندى انسان براى اخلاقى زيستن
در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است: شعيب چنان به سبب محبت به خدا گريست كه چشمانش كور شد. خداوند چشمانش را به او بازگرداند، اما شعيب باز چنان گريه كرد تا كور شد.
بار چهارم خداوند به او وحى كرد تا چه زمانى چنين خواهى كرد؟ اگر اين گريه از ترس عذاب جهنم است، تو را از آن نجات دادم و اگر براى شوق به بهشت است، آن را در اختيار تو نهادم.
شعيب در پاسخ گفت:
خدايا! تو مىدانى كه گريه من نه براى ترس از جهنم است و نه براى شوق به بهشت، بلكه تنها به سبب محبت توست.[١]
محبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام نيز نمونههاى بسيارى دارد: هنگامى كه در ابتداى بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله بلال حبشى به او ايمان آورد، ارباب بلال او را به بيابانهاى اطراف مكه مىبرد و برهنه بر روى شنهاى تفتيده مىخوابانيد و سنگى بزرگ بر سينه او مىگذاشت و از او مىخواست تا از پيامبر صلى الله عليه و آله و دين او بيزارى جويد. اما هر چه بلال را بيشتر شكنجه مىداد، او در عقيده و محبت خود به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله راسختر مىشد.[٢]
حالكه منشأ محبت به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام معلوم گرديد، بايد دانست اين محبت چه آثار و پيامدهايى دارد؟
آثار و پيامدهاى محبت
در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
محبت خدا آتشى است كه بر چيزى نمىافتد، مگر اينكه آن را مىسوزاند و نورى الهى است كه بر چيزى نمىتابد، مگر اينكه آن را روشن مىكند و نسيمى الهى است كه بر چيزى نمىوزد، مگر اينكه آن را به حركت در مىآورد و آبى الهى است كه هر چيزى را حيات مىبخشد و زمينى الهى است كه هر چيزى در آن مىرويد.[٣]
[١] - همان، ج ١٦، ص ٣٨٠
[٢] - جعفر سبحانى، فروغ ابديت، ج ١، ص ٢٣١
[٣] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٢٣