اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٤٧ - توانمندى انسان براى اخلاقى زيستن
بهترين غذاها خوردند؛ با اهل دنيا در دنياشان شريك شدند و با آنان از بهترين خوردنىها خوردند؛ از بهترين نوشيدنىها نوشيدند؛ از بهترين پوشيدنىها پوشيدند؛ در بهترين خانهها منزل كردند؛ با بهترين زنها ازدواج كردند؛ بر بهترين مركبها سوار شدند؛ با اهل دنيا از لذت دنيا بهرهمند شدند و در سراى ديگر در قرب خدايند. از خدا مىخواهند و خدا خواسته آنان را برمىآورد و بهره آنان را از لذتها نمىكاهد. اى بندگان خدا! هر كه عاقل است، بايد به سوى چنين سرنوشتى اشتياق يابد.[١]
از مجموع آيات و روايات پيشگفته روشن شد كه تخلق به اخلاق اسلامى و اخلاقى زيستن نه به معناى كنار نهادن دنيا و عزلتگزينى، بلكه به معناى استفاده از نعمتهاى الهى در چارچوب قواعد شرع و توجه به اين مطلب است كه هدف نهايى زندگى، تمتع از اين نعمتها نيست؛ چرا كه دنيا و نعمتهاى آن بسترى فراهم مىآورند تا وى در اين دنيا در مسير بندگى خدا- كه همان مسير كمال و سعادت است- حركت كند. از اين رو در روايتى از امامباقر عليه السلام آمده است:
نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْيَا عَلَى طَلَبِ الْآخِرَةِ؛[٢]
دنيا مددكار خوبى براى طلب آخرت است.
٣. اخلاقى زيستن با آزادى انسان ناسازگار است: ممكن است برخى بپندارند اخلاقى زيستن به معناى چشمپوشى از بزرگترين موهبت الهى، يعنى آزادى است. باتوجه به مطالبى كه در باب هدفمندى انسان و نقش اخلاق و تهذيب اخلاق در رقم زدن سرنوشت انسان گفتيم، روشن است كه اخلاق اسلامى درصدد سلب آزادى انسان نيست، بلكه نقش اصلى اخلاق اسلامى هدايت انسان در مسير بهرهگيرى درست و معقول از اين موهبت عظيم الهى است تا به كمال ممكن رسد. بهعنوان مثال: دانشجويى با آزادى و اختيار و توانايى جسمانى و مالى تصميم مىگيرد به زيارت خانه خدا برود، از اين رو در يك آژانس زيارتى ثبتنام مىكند. مدير آژانس به وى مىگويد يكى از شرايط ثبتنام اين است كه در طول سفر از راهنمايى مدير كاروان پيروى كند، در غير اين صورت هيچ گونه شكايتى از وى پذيرفته نخواهد بود. اگر دخالتهاى مدير كاروان و دستورهاى او محدود به موارد ضرورى باشد، آيا اين دانشجو مىتواند اعتراض كند
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٦٧، ص ٦٦
[٢] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٥، ص ٧٣