اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٢٢ - تعريف علم اخلاق
در صورتى مىتوان از اين مباحث سخن گفت كه نخست پذيرفته باشيم صفتها و رفتارهاى انسانى خوب و بد دارند؛ انسان بايد رفتارهاى خوب را انجام دهد و از رفتارهاى زشت دورى كند؛ بايد صفتهاى خوب را در خود ايجاد و نفس خويش را از صفاتزشت پاك كند؛ معيارهايى براى خوبى و بدى صفتها و رفتارها وجود دارد و .... دوم اينكه تصويرى روشن از معناى مفاهيمى چون خوب و بد، زشت و زيبا و ... داشته باشيم. اين موضوعات در فلسفه اخلاق مورد بررسى قرارمىگيرد. افزون بر اين، گزارههاى مورد بحث در علم اخلاق از نوع گزارههاى ناظر به بايد (گزارههاى تجويزى) هستند، حال آنكه گزارههاى فلسفه اخلاق، گزارههايىاند ناظر به واقع و هستها (گزارههاى توصيفى).
بنابراين فلسفه اخلاق با علم اخلاق دو تفاوت اساسى دارد: نخست اينكه در فلسفه اخلاق، مفروضات علم اخلاق بررسى مىشود و ديگر آنكه گزارههاى آن توصيفى است.
علم اخلاق و تعليم و تربيت: تعليم و تربيت عبارت است از مجموعهاى از اعمال عمدى و هدفدار يك انسان (مربى) بر انسان ديگر (متربى)؛ بهويژه عمل يا تأثير فرد بالغ و مجرب بر كودك و نوجوان، براى ايجاد صفتهاى اخلاقى و علمى يا مهارتهاى حرفهاى. به سخن ديگر، تعليم و تربيت فراهم كردن زمينهها و عوامل شكوفاسازى استعدادهاى آدمى است، در جهت رشد و تكامل اختيارى او به سوى هدفهاى مطلوب و بر اساس برنامهاى سنجيده.[١]
از سوى ديگر، انسان ابعاد مختلفى دارد؛ مانند مادى و جسمانى، علمى، عاطفى، اخلاقى و دينى. علم اخلاق با شناسايى صفتهاى پسنديده و ناپسند و رفتارهاى متناسب با آنها و با به كار بستن روشهاى مناسب در صدد است بعد اخلاقى انسان را جهت داده، آن را در مسير رشد و كمال هدايت كند؛ درحالىكه تعليم و تربيت بر آن است تا همه ابعاد وجودى انسان، از جمله بعد اخلاقى او را به رشد و كمال رساند. بنابراين هدايت بعد اخلاقى انسان به سوى رشد و كمال، در علم اخلاق و تعليم و تربيت مشترك است و اخلاق جزئى از تعليم و تربيت به شمار مىرود.
با اين همه، علم اخلاق و تعليم و تربيت از دو جهت با يكديگر تفاوت دارند: نخست آنكه علم اخلاق ضمن بيان چگونگى تخلق انسان به اخلاق نيكو، خود را عهدهدار بيان صفات و رفتارهاى
[١] - دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، فلسفه تعليم و تربيت، ص ٣٦٦