اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٢٠ - اهميت و ضرورت اخلاق
از تعريفهاى پيشگفته روشن مىشود كه موضوع علم اخلاق فضيلتها و رذيلتها و راههاى ايجاد فضيلتها و مبارزه با رذيلتهاست. با اين همه، برخى معتقدند اخلاق افزون بر صفتهاى اخلاقى، رفتارهاى اخلاقى را نيز شامل مىشود.[١] بنابراين به نظر مىرسد در ميان علماى اخلاق اختلافنظر باشد كه آيا موضوع علم اخلاق شامل رفتارهاى شايسته و ناشايسته است يا تنها منحصر به صفتهاى شايسته و ناشايسته؟ با توجه به اينكه صفتهاى نفسانى تنها از آن رو اهميت دارند كه منشأ رفتارهاى خوب يا بد مىشوند، علم اخلاق صفتهاى خوب و بد و رفتارهاى شايسته و ناشايسته را نيز دربرمىگيرد. بهويژه آنكه از نظر علماى اخلاق، انجام افعال شايسته و دورى از رفتارهاى ناشايست در صورتى از حالت اتفاقى خارج شده و به صورت دائمى درمىآيد كه انجام رفتارهاى خوب و دورى از رفتارهاى زشت، در وجود شخص تثبيت و يا به صفتى از صفتهاى اخلاقى او تبديل شده باشد. بنابراين مىتوان علم اخلاق را اينگونه تعريف كرد: علم اخلاق علمى است كه صفتهاى نفسانى خوب و بد (فضايل و رذايل) و اعمال و رفتار اختيارى خوب و بد و نيز شيوه تحصيل صفتهاى نفسانى خوب (فضايل) و انجام اعمال پسنديده و شيوه دورى از صفتهاى نفسانى بد (رذايل) اعمال ناپسند را بيان مىكند.
رابطه علم اخلاق با ديگر علوم
دانشمندان مسلمان علوم را به دو دسته نظرى و عملى تقسيم مىكنند. علوم نظرى تنها با شناخت حقيقت امور سر و كار دارد، اما علوم عملى به امور عملى انسان مىپردازد. به بيان ديگر، علوم نظرى ناظر به هستها و علوم عملى ناظر به بايدهاست. علم اخلاق از علوم عملى است و به همين روى، گزارههاى موجود در آن ناظر به بايدهاست.
افزون بر اخلاق، در حقوق نيز با گزارههاى ناظر به بايدها سر و كار داريم و از اين رو بايد تفاوت علم اخلاق با اين علم روشن شود. از سوى ديگر، علم اخلاق با برخى علوم ديگر مانند فلسفه اخلاق، تعليم و تربيت و روانشناسى نيز رابطه نزديكى دارد، بدين جهت بايد رابطه
[١] - استاد مصباح يزدى موضوع علم اخلاق را اينگونه بيان كرده است: موضوع اخلاق اعم از ملكات اخلاقى است و همهكارهاى ارزشى انسان را دربرمىگيرد؛ كارهايى كه متصف به خوب و بد مىشوند و مىتوانند براى انسان كمالى فراهم آورند يا موجب پيدايش رذيلت و نقصى در نفس شوند