اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٨١ - سرچشمههاى گناه
همچنين خداوند به ما دستور مىدهد براى در امان ماندن از شر حسودان به او پناه ببريم:
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ... وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ؛[١] بگو: «پناه مىبرم به پروردگار سپيده دم؛ ... و از شرّ [هر] حسود، آنگاه كه حَسَد ورزد.»
در روايات نيز حسد بسيار مذمت شده است. اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
حسد رأس همه عيبها است.[٢]
حضرت در سخن ديگرى حسد را بزرگترين دام شيطان دانسته، و ايمان را نيز از حسد مبرا مىشمارد[٣] و نيز مىفرمايد:
از حسد بپرهيز كه بدترين صفت و زشتترين خُلق و نيز سرشت ابليس است.[٤]
بدترين همراه انسان، حسد است.[٥]
مفهوم حسد
علماى اخلاق در تعريف حسد مىگويند: حسد آن است كه انسان بخواهد نعمتى را كه خداوند به ديگرى داده، از او بگيرد. به بيانى ديگر، حسود كسى است كه چشم ديدن نعمت و رفاه و آسايش ديگران را ندارد و اگر به نعمتى برسند، ناراحت و غمگين و اگر به مصيبتى دچار شوند، شادمان مىشود.[٦]
البته بايد دانست كه حسد با غبطه و منافسه تفاوت دارد. غبطه و منافسه بدين معناست كه شخص نمىخواهد نعمتهايى كه خداوند به ديگران داده، از ميان برود، بلكه دوست دارد همان نعمتها را او نيز داشته باشد. بنابراين حسد از صفتهاى رذيله است، اما غبطه و منافسه نهتنها
[١] - فلق( ١١٣): ١ و ٥
[٢] - تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ٢٩٩
[٣] - همان
[٤] - همان، ص ٣٠٠
[٥] - همان
[٦] - بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص ٢٢٦