اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١١٦ - ١ احسان
٣. غلبه و پيروزى: در روايتى آمده است:
هيچ دو نفرى نيست كه در امرى اختلاف كنند و يكى از اين دو خواهان انصاف و عدالت باشد و دومى نپذيرد، جز آنكه پيروزى با خواهان عدل خواهد بود.[١]
٤. بهبود وضعيت مردم: در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
فى العدل صلاح [إصلاح] البريه؛[٢]
بهبود وضعيت مردم [يا اصلاح آنان] در عدالت است.
٥. رواج احكام الهى: در روايتى مىخوانيم:
العدل حياة الأحكام؛[٣]
عدل موجب زنده شدن و رونق احكام الهى است.
٦. رضاى الهى: عدالتورزى افزون بر آثار مادى و دنيوى پيشگفته، موجب رضايت الهى نيز مىشود. امامصادق عليه السلام مىفرمايد:
بنده مسلمانى نيست كه در رفتار خود با خداوند خالصانه عمل كند و حق خداوند را از نفس خود بگيرد و حقى را كه خداوند براى نفس او معين كرده ادا كند، جز اينكه خداوند به او دو ويژگى عنايت مىكند: رزقى الهى كه به آن قناعت كند و به ديگران نيازمند نباشد، و رضايتى الهى كه او را نجات دهد.[٤]
راه عادل شدن
براى دستيابى به عدالت رعايت دو نكته ضرورى مىنمايد: نخست شناختن حقوق ديگران؛زيرا چنانكه پيشتر گفته شد، عدالت به معناى رعايت حق ديگران است. دوم، غلبه بر موانعى كه در مسير عدالتورزى وجود دارد، كه اين نيازمند تمرين و تكرار است.
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٤٧
[٢] - تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ٤٤٨
[٣] - همان
[٤] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٢٥