ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٦٨ - زمين لرزه
مؤمنان (ع) و طلحة و زبير و عايشه در بصره بپايان رسيد آن حضرت بمنبر رفته حمد و ثناى الهى را بجاى آورد و برسول خدا (ص) درود فرستاده سپس فرمود:
اى مردم همانا دنيا شيرين و سر سبز نمايد، و مردم را بشهوات بفريبد، و خوشيهاى زودگذر خود را براى ايشان آرايش دهد، و سوگند بخدا كه دنيا آرزومند خويش را گول زند، و با اميدوار بدان خلف وعده كند، و بزودى پشيمانى و افسوس ببار آورد براى مردمانى كه بدان رو آوردند و در بدست آوردن آن با هم رقابت كردند و بر اهل دين و فضيلت از روى ستم و كينهجوئى و طغيان و گردن كشى و تكبر، حسد ورزيده و ستم كردند.
و بخدا قسم براستى كه هيچ گاه مردمى در خرمى نعمتهاى خدا در زندگى دنيا عمر خويش بسر نبردند و نه در پرهيزگارى پيوستهاى كه در انجام طاعت خدا و شكر نعمتهاى او باشد و خداوند آن نعمت را از ايشان گرفته باشد جز پس از اينكه خودشان آن را دگرگون كردهاند و از اطاعت حق بگشتند و گناهان تازه پديد آوردند، و خودداريشان (از گناه) كم شده و نگران خداى عز و جل نبوده و در انجام سپاس نعمت خدا سهل انگارى كردهاند، زيرا خداى عز و جل در آيه محكم كتاب خود فرمايد: «براستى كه خداوند نعمتى را كه نزد گروهى است تغيير ندهد تا آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و چون خدا براى گروهى بدى خواهد جلوگيرى ندارد، و آنها را جز خدا دوستدارى نيست» (سوره رعد آيه ١١) و اگر چنانچه نافرمانها و گنهكاران در آن وقتى كه از زوال نعمت خدا و رسيدن انتقامش و دگرگون شدن عافيتش بر حذر ميشدند باين مطلب يقين پيدا ميكردند كه اينها از طرف خدا است و بواسطه اعمال خود آنها است، و در آن حال دست ميكشيدند و توبه ميكردند و از روى راستى و صدق و صفا و اعتراف بگناه خويش بدرگاه خداى جل ذكره پناه ميبردند، خداوند از همه گناهانشان چشم پوشى ميكرد، و از