ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٥ - ارتداد مردم پس از رسول خدا - ص
٣٤٠- حنان بن سدير از پدرش روايت كند كه گفت: از امام باقر عليه السّلام از آن دو نفر (خليفه اول و دوم) پرسيدم؟ حضرت فرمود: اى ابو الفضل (كنيه سدير است) راجع بآن دو نفر از من چه ميپرسى؟
بخدا سوگند هيچ گاه كسى از ما نمرده است جز آنكه بر آن دو نفر خشمگين بوده است، و امروزه نيز كسى از ما نيست جز آنكه بر آن دو خشمگين است، و اين چيزى است كه پيران ما بخوردسالانمان سفارش كنند، براستى كه آن دو نفر بحق ما ستم كردند و سهم ما را از ما جلوگيرى كردند، و نخستين كسى بودند كه بر گردن ما سوار شدند (و ما را كوبيدند) و رخنهاى را بروى ما در اسلام باز كردند كه هرگز مسدود نشود تا قائم ما قيام كند يا سخن گوى ما بسخن آيد.
سپس فرمود: هان بخدا سوگند اگر قائم ما قيام كند يا سخنگوى ما بسخن آيد از كارهاى آن دو چيزهائى را كه تا آن وقت مكتوم و پنهان است آشكار سازد، و مكتوم سازد از كارهاى آن دو آنچه را كه بدان تظاهر كردند، بخدا سوگند هيچ گرفتارى و واقعهاى كه بر سر ما خاندان آيد پايهگذارى نشد جز آنكه اساس و پايه آن را آن دو نفر پايهگذارى كردند، پس بر آن دو باد لعنت خدا و فرشتگان و مردمان همگى.
[ارتداد مردم پس از رسول خدا- ص-]
٣٤١- و نيز حنان از پدرش از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود: مردم همگى پس از پيغمبر (ص) اهل ردّه (و بازگشت از راه راست) بودند جز سه نفر، عرضكردم: آيا سه نفر چه كسانى بودند؟ فرمود: مقداد بن اسود، و ابو ذر غفارى و سلمان فارسى كه رحمت خدا و بركاتش بر ايشان باد، آنگاه پس از گذشت مدت اندكى مردمان ديگرى هم بجريان آشنا شدند، و فرمود: اينان بودند كه چرخ دين بر آنها ميچرخيد» و از بيعت (با خليفه اول) سرباز زدند تا آن هنگامى كه بزور امير مؤمنان عليه السّلام را آوردند و از آن حضرت بيعت گرفتند، و اين است معناى گفتار خداى تعالى: «و نيست محمد (ص)