ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٩ - حديث اندام آدم - ع
يافتهايم كه چون خداى عز و جل حضرت آدم و همسرش حواء را بزمين فرستاد دو پاى آدم روى بلندى كوه صفا بود و سرش زير افق آسمان، آدم از آزارى كه از گرماى آفتاب بدو ميرسيد بخداوند شكايت كرد، خداى عز و جل بجبرئيل (ع) وحى فرمود: كه آدم از شدت حرارت آفتاب شكايت دارد جبرئيل او را در هم فشرد و قامتش هفتاد ذراع بذراع خود آدم گرديد، و حواء را نيز در هم فشرد و او نيز طول قامتش سى و پنج ذراع بذراع خودش شد.
شرح- اين حديث از چند نظر مورد پرسش و ايراد واقع شده، و مرحوم مجلسى (ره) و فيض ره ديگران پاسخهائى داده و تحقيقاتى در آن دارند و بالاخره هم آن طور كه بايد از عهده پاسخ بر نيامدهاند و مرحوم فيض (ره) بالاخره حديث را بنوعى تأويل ميكند و ميگويد: با اين تأويل اشكالات حديث مرتفع ميگردد كه هر كه توضيح كافى خواهد بمرآة العقول ج ٤ ص ٣٤٧- ٣٤٩ و وافى ج ٣ (كتاب الروضة) مراجعه كند، و بهتر آن است كه چنانچه پيش از اين نيز اشاره شد و خود ائمه دستور فرمودهاند علم در باره اين گونه احاديثى را كه عقل ما گنجايش درك و فهم آن را ندارد بخودشان واگذاريم، لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً. و از اين گذشته مقاتل بن سليمان راوى اين حديث را علماى رجال ضعيف دانسته و خبر از نظر سند مخدوش است.
٣٠٩- حارث بن مغيرة گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: مردى است كه پدرش در زمان جاهليت اسير شده و بصورت برده درآمده و اين شخص نميدانسته كه وضع پدرش چنين بوده مگر پس از اينكه در دوران اسلام نيز پشت در پشت از پدران برده بدنيا آمده و سپس اين شخص آزاد شده؟
فرمود: اين شخص منسوب بهمان پدرانى است كه در اسلام بصورت بردگى بودهاند و از همان قبيلهاى محسوب است كه پدرش در آن قبيله بصورت بردگى درآمده اگر در ميان آنها معروف و شناخته شده باشد، و از همان پدران ارث مىبرد و آنها نيز از او ارث ميبرند (يعنى قانون ارث در حق آنان جارى است).
٣١٠- عبد المؤمن انصارى از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى