ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤ - تفسير يك آيه
«و كسانى كه بدهند آنچه را بايد داد و با اين حال دلهاشان ترسان است» (سوره مؤمنون آيه ٦٠) فرمود مقصود شفاعت آنان و اميدى است كه دارند، و ترس آن را دارند كه اعمالشان بسوى آنها باز گردد بخاطر آنكه فرمانبردارى خداى عز ذكره را ننموده باشند، و اميد آن دارند كه از آنها پذيرفته شود.
شرح- مجلسى (ره) گويد: شايد مقصود از شفاعت دعا و زارى آنها باشد و چنان است كه گويا از خويشتن بدرگاه خدا شفاعت ميكنند، يا از ديگرى شفاعت كنند كه در اين صورت بايد مضافى تقدير گرفت، و ممكن است مراد از شفاعت دو چندان كردار باشد ...
(و در آخر گويد:) ظاهر اين است كه «شفاعتهم» «شفقتهم» بوده (كه بمعناى ترس است) و تصحيف شده باشد. (پايان كلام مجلسى ره).
و در نسخه وافى بجاى «شفاعتهم» «اشفاقهم» است، و روى اين نسخه نيازى باين تكلفات نيست ولى چون نسخ كافى كه نزد ما بود همان «شفاعتهم» بود ما هم هيچ گونه تصرفى در آن نكرديم.
٢٩٥- ابو بصير گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هيچ بندهاى نيست كه مردم را بگمراهى دعوت كند جز آنكه پيروانى پيدا ميكند.
٢٩٦- مردى از اهل بلخ گويد: من در آن سفرى كه حضرت رضا عليه السّلام بخراسان كرد در ركاب آن حضرت بودم، روزى سفره غذا خواست و همه غلامان سياه پوست و غير آنها را بر سر سفره گرد آورد (تا با او غذا بخورند) من گفتم: قربانت خوبست براى اينها سفرهاى جداگانه بيندازيد؟ فرمود: دم مزن، زيرا پروردگار تبارك و تعالى يكى است (و همه بنده يك خدائيم) و مادر (ما همه) هم يكى است، و پدرمان هم يكى است، و پاداش هم در برابر كردار و اعمال است.
٢٩٧- ابن سنان گويد: شنيدم از حضرت ابو الحسن عليه السّلام كه ميفرمود: طبيعتهاى جسم روى چهار چيز استوار است:
(١): هوا، كه جان انسانى جز بدان و به نسيم آن زنده نباشد، و هر درد و عفونت را از