ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٤٥ - خطبهاى از امير مؤمنان ع
عابد آن درّ را برداشت و ببازار برد و به بيست هزار درهم فروخت و بخانه برگشت و پولها را در منزل نهاد.
در اين هنگام سائلى بدر خانه آمد در را كوبيد و گفت: اى اهل خانه خدا شما را رحمت كند باين مسكين بىنوا هم صدقه بدهيد مرد عابد بسائل گفت: بخانه درآى، سائل وارد خانه شد و عابد بدو گفت: يكى از اين دو كيسه را (كه هر كدام ده هزار درهم در آن بود) بردار، سائل يكى را برداشت و رفت.
زنش گفت: سبحان اللَّه! حال كه ما پولدار شديم نيمى از ثروتمان رفت، طولى نكشيد كه سائل بازگشت و در را زد، مرد عابد گفت: بفرمائيد، سائل وارد شد و كيسه را بجاى خود گذارد و گفت: بخور (و از آن استفاده كن) نوش جان و گوارايت باد، كه براستى من فرشتهاى از فرشتگان پروردگار تو بودم و پروردگارت خواست تا تو را بيازمايد و تو را مرد سپاسگزارى يافت. (اين را گفت) و از نزد عابد رفت.
خطبهاى از امير مؤمنان ع
٥٨٦- محمد بن حسين از اجداد خود از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كند كه اين خطبه را ايراد فرمود- و ديگران بسند ديگرى روايت كردهاند كه آن را در ذى قار (كه جايى ما بين كوفه و واسط بوده) ايراد كرد:- كه پس از حمد و ثناى پروردگار- فرمود:
اما بعد همانا خداى تبارك و تعالى محمد (ص) را بحق مبعوث فرمود تا بندگان خود را از پرستش