ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٠ - (حديث اسلام على ع)
و بنه آن حضرت را برگرفت و بخانه خويش برد، رسول خدا (ص) بدان منزل درآمد، و على (ع) نيز با آن حضرت در آن خانه بود تا وقتى كه مسجد ساخته شد و اطاقهائى براى آن حضرت و على (ع) در اطراف آن ساختند آن وقت در آنجا منتقل شدند.
سعيد بن مسيب در اينجا بعلى بن الحسين عليهما السّلام عرضكرد: قربانت گردم ابو بكر كه در هنگام ورود رسول خدا (ص) بمدينه همراه آن حضرت بود پس در كجا از او جدا شد؟ فرمود: هنگامى كه رسول خدا (ص) بقبا وارد شد و بانتظار آمدن على (ع) در آنجا توقف كرد ابو بكر بدان حضرت عرضكرد برخيز تا بمدينه برويم زيرا مردم بوسيله ورود شما خوشحال ميشوند و براى ورود شما ساعت شمارى ميكنند، پس بيا تا مدينه برويم و در اينجا بانتظار آمدن على توقف نكن كه گمان ندارم او تا يكماه ديگر بيايد! رسول خدا (ص) فرمود: ابدا، او بهمين زودى مىآيد، و من از اينجا نروم تا عموزادهام و برادرم در راه خداى عز و جل و محبوبترين افراد خاندانم نزد من بيايد، چون او بود كه جان خود را سپر من از مشركان كرد.
فرمود: در اينجا بود كه ابو بكر خشمناك شد و متنفر گشت و حسدى از على (ع) در دل گرفت و اين نخستين عداوت و دشمنى بود كه در باره على (ع) نسبت برسول خدا (ص) اظهار كرد، و اولين مخالفتى بود كه با رسول خدا (ص) كرد، و از اين رو ابو بكر بمدينه آمد، و رسول خدا (ص) بانتظار آمدن على (ع) در قبا ماند.
راوى گويد: من بعلى بن الحسين عليهما السّلام عرضكردم: در چه وقت رسول خدا (ص) فاطمة را بعلى (ع) تزويج كرد؟