ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٧ - در علم نجوم
و علم نجوم را تعليم او كرد تا آنجا كه پنداشت آن را ياد گرفته سپس بدو گفت: اكنون بنگر مشترى در كجاست؟ آن مرد گفت: من آن را در فلك نمىبينم، و نميدانم در كجاست.
مشترى او را از خود دور كرد و دست مردى از هنديان را گرفت و باو تعليم كرد تا آنجا كه پنداشت او بپايان آن رسيده در آن وقت بدو گفت: اكنون بنگر مشترى در كجاست؟ آن مرد گفت: حساب من دلالت دارد بر اينكه تو مشترى هستى.
مشترى كه اين سخن را شنيد فريادى زده از دنيا رفت، و علم او بخاندان آن مرد بارث رسيد و از اين رو علم مزبور آنجاست.
توضيح- اين حديث البته از نظر سند ضعيف است و بعيد نيست بر فرض صحت منظور كنايه باشد از اينكه علم نجوم را عجم نتوانست بخوبى درك كند ولى اهل هند توانستند و اين علم نزد اهل هند است منتهى روى جهات و نظرهائى كه اكنون بر ما پوشيده است امام عليه السّلام اين مطلب را بدين صورت بيان فرموده چنانچه نظائر آن در جاهاى ديگر ديده شده، و اللَّه اعلم.
٥٠٨- از امام صادق عليه السّلام از نجوم پرسيدند: حضرت فرمود: آن را نداند جز خاندانى از عرب و خاندانى از مردم هند.
٥٠٩- معلى بن خنيس گويد: در آن هنگامى كه سياه پوشان (طرفداران ابو مسلم خراسانى) ظهور كردند پيش از ظهور بنى عباس من نامههائى از عبد السّلام بن نعيم و سدير و جمع ديگرى براى امام صادق عليه السّلام بردم كه در آن نامهها بآن حضرت نوشته بودند كه ما پيشبينى كرده و مقرر دانيم كه اين امر خلافت بشما خواهد رسيد آيا شما خود چه نظر دارى؟ حضرت آن نامهها را بزمين زد و فرمود: