ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦ - احاديثى در فضيلت شيعه
٢٦١- عنبسة بن مصعب گويد: شنيدم از امام صادق (ع) كه ميفرمود: من از تنهائى و پريشانى خود در ميان مردم مدينه بدرگاه خداى عز و جل شكايت خويش ميبرم تا وقتى شماها بمدينه بيائيد و من شما را به بينم و با شما مأنوس شوم، اى كاش اين حكومت ياغى و سركش بمن اجازه ميداد تا خانهاى در طائف ميگرفتم و در آنجا سكونت ميكردم و شماها را نيز با خودم در آن جاى ميدادم، و در پيش او تعهد ميكردم كه از ناحيه ما هيچ گاه بدى باو نرسد (و زيانى نبيند).
٢٦٢- يونس بن يعقوب گويد: كميت (شاعر) اين شعر را براى امام صادق عليه السّلام سروده و گفت:
|
اخلص اللَّه لى هواى فما |
اغرق نزعا و لا تطيش سهامى |
|
(يعنى خداوند عشق مرا براى شما پاك گرداند كه زه كمان را نكشيده تيرم بخطا نرود).
امام عليه السّلام باو فرمود: اين طور نگو كه «زه تير را نكشيده ...» بلكه بگو: «زه را بخوبى كشيده تيرم بخطا نرود».
شرح- مجلسى (ره) در شرح اين حديث چند معنى ذكر كرده كه از آن جمله است اينكه: چون مداحان مدح كسى را گويند معمولا از حق بدور شده و راه مبالغه و دروغ را پيش گيرند، و مقصود امام عليه السّلام اين است كه در باره ما مطلب اين طور نيست بلكه بهر اندازه هم كه مبالغه شود از حق و راستى بدور نرفتهاى و مطابق واقع است (پايان كلام مجلسى ره).
و روى احتمال مجلسى (ره) شايد منظور امام اين باشد كه بخواهد او را از مبالغهگوئى و دروغ جلوگيرى كند و باو بفرمايد در اشعار خود از طريقه صدق و راستى منحرف مشو و نگو: زه نكشيده تيرم بهدف خورد بلكه بگو زه را بخوبى كشيده و تيرم نيز بخطا نرود، يعنى در راه محبت و عشق بشما راه درستى را پيموده و با سعادت و كاميابى هم قرين خواهم بود.
و فيض (ره) نيز احتمالى در معناى اين حديث داده است كه نقل آن خالى از فائده نيست: