ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٨ - داستان طالوت
(از كار خير) پر است، عرضكردم: چگونه اين طور مىشود؟ فرمود: بدستهاى برخورد ميكند كه پشت سر ما بدگوئى كنند و چون او را ببينند بيكديگر گويند: بس كنيد كه اين مرد از شيعيان ايشان است، و مردى از شيعيان ما بآنها بگذرد و از او عيبجوئى كنند و در بارهاش بد گويند، خداى عز و جل در مقابل اينها براى آن مرد حسنه بنويسد تا اينكه نامه عملش پر شود بدون آنكه كارى كرده باشد.
٤٩٦- ابو خديجه گويد: امام صادق عليه السّلام بمن فرمود: فاصله ميان تو و بصره چقدر است؟ گفتم:
از راه آب مسافت پنج روز است اگر باد (براى راندن كشتى) موافق و خوب باشد، و از راه خشكى حدود هشت روز، فرمود: چه راه نزديكى است از يك ديگر (يعنى شيعيان) ديدن كنيد، و از هم احوال پرسى كنيد، زيرا بناچار بايد هر انسانى در روز قيامت شاهدى بياورد كه به ديندارى او شهادت دهد. و فرمود:
مسلمان وقتى برادر دينى خود را ببيند دينش زنده شود در صورتى كه بياد خداى عز و جل باشد.
٤٩٧- ربعى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: بخدا سوگند دوست ندارد ما را از عرب و عجم مگر مردمان خانوادهدار و با شرافت و اصيل و ريشهدار، و دشمن ندارد ما را از اينان و آنان (يعنى از عرب و عجم) بجز مردمان پست بىفاميل و نژاد.
[داستان طالوت]
٤٩٨- ابو بصير از امام باقر عليه السّلام روايت كند در گفتار خداى عز و جل: «... همانا خداوند طالوت را بپادشاهى شما برانگيخته گفتند از كجا او را حق پادشاهى بر ما است و ما به پادشاهى از او سزاوارتريم»