ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١١٦ - در تعبير خواب
بغلط تعبير كردهاند، گفت: راست فرمودى.
٤٤٦- و نيز روايت كند كه از مردى كه خواب ديد گويا خورشيد بر پاهايش تابيده نه بر تنش؟
فرمود: مالى از ناحيه گياه زمينى بدو رسد مانند گندم يا خرما كه (در اثر فراوانى) آن را زير پاى خود ريزد، و در آن توسعه دهد. و آن مال حلال باشد جز آنكه در آن رنج برد چنانچه آدم عليه السّلام رنج برد.
٤٤٧- محمد بن مسلم گويد: خدمت امام صادق عليه السّلام شرفياب شدم و ابو حنيفة هم در محضر آن حضرت نشسته بود، پس بدان حضرت عرضكردم: خواب عجيبى ديدهام! فرمود: اى پسر مسلم آن را بگو كه عالم بتعبير آن در اينجا نشسته- و با دست بابى حنيفة اشاره فرمود- گويد: عرضكردم: در خواب ديدم گويا بخانه خويش درآمدم و ناگهان همسرم را ديدم كه بيرون آمد و گردوى بسيارى شكست و آنها را بر سر من ريخت، من از اين خواب بتعجب فرو رفتهام! ابو حنيفة گفت: تو مردى هستى كه بر سر ميراث خانوادهات با مردمانى پست بجدال و ستيزه دچار شوى، و پس از رنج بسيار بدان چه از آن مال خواهى برسى ان شاء اللَّه.
امام صادق عليه السّلام باو فرمود: رسيدى بخدا سوگند اى ابا حنيفة! محمد بن مسلم گويد: پس از اين جريان ابو حنيفة از نزد آن حضرت بيرون رفت، من بآن جناب عرضكردم: قربانت گردم من از تعبير اين ناصبى (و دشمن خاندان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله) خوشم نيامد، فرمود:
اى پسر مسلم خدايت بد نياورد، تعبير آنها موافق تعبير ما نيست، و تعبير ما هم موافق با تعبير آنها نيست، و تعبير خواب تو آن طور نيست كه او تعبير كرد، گفتم: قربانت گردم، پس چگونه باو فرمودى: رسيدى،