ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠٨ - فضيلت مسجد كوفه و داستان نوح - ع
شرح- در عمر حضرت نوح عليه السّلام ميان مورّخين و هم چنين در روايات اختلاف است برخى گفتهاند، هزار سال بوده، و برخى هزار و چهار صد و هفتاد سال گفتهاند و برخى- همان طور كه در اين حديث است- دو هزار و سيصد سال ذكر كردهاند، و برخى تا دو هزار و پانصد سال هم نقل كردهاند. و بگفته مرحوم مجلسى قدس سره جمع ميان روايت در اين باره خالى از اشكال نيست.
٤٣٠- اسماعيل بن جابر و ديگران از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود: حضرت نوح عليه السّلام پس از طوفان پانصد سال زندگى كرد سپس جبرئيل بنزد او آمده (و از جانب خداى تعالى براى او پيغام آورده) گفت: اى نوح همانا دوران پيغمبرى تو سپرى شده و روزگارت بسر آمده اكنون در اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت كه همراه تو است نظر كن و آن را بفرزندت سام بسپار، زيرا من زمين را وانگذارم جز آنكه در آن دانشمندى باشد كه طاعت من بوسيله او شناخته شود و راه هدايت من بدو دانسته گردد، و او وسيله نجاتى باشد در فاصله مرگ يك پيغمبر و بعثت پيغمبر ديگر، و شيوه من چنان نيست كه مردم را بدون حجتى از جانب خود، و بدون خواننده بسوى خود و راهنمائى بسوى راه من، و كسى كه عارف بفرمان من باشد واگذارم، و مقرر داشتهام كه براى هر قومى راهنمائى منصوب دارم كه سعادتمندان را بدو راهنمائى كنم و حجت من باشد بر مردم سعادت پيشه.
فرمود: پس نوح عليه السّلام اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را بسام سپرد، و اما حام و يافث (دو فرزند ديگر نوح) علمى نداشتند كه بدان سودمند شوند، و حضرت نوح آنها را بآمدن هود مژده داد و به پيروى كردن از او فرمانشان داد، و بدانها دستور داد كه وصيت نامه را در سر هر سال يك مرتبه باز كنند و در آن بنگرند و آن روز عيد آنها باشد.