پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨١ - ٣ تأسيس دانشگاه اهل بيت عليهم السلام
به خود زحمت جدا كردن احاديث صحيح از ناصحيح را نمىدادند.
٥. در آن دوره، خلاء يك پيشواى خوب و گروه نخبه كارآمد كه چون منزلگاهى براى رشد فضيلت و كاشتن بذر اميد به اهداف الهى در دلهاى مردم باشند به خوبى احساس شده بود.
در چنين شرايط زمانى كه ترسها از ميان رفته بود و هر انسان مسلمانى قادر به رفتن در پى حقيقت و حلّ مشكلات فكرى خويش بود؛ امام باقر عليه السّلام جلسات درس علمى خود را در مدينه و در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آغاز كرد.
وجود مقدس آن حضرت مغناطيس جويندگان حقيقت بود و به زودى اصحاب پدرش امام زين العابدين عليه السّلام گرداگرد او حلقه زدند و امام باقر عليه السّلام از آن زمان و با اميد مواجهه با مشكلات فكرى كه به جنگ اعتقادات امت مسلمان آمده بودند، شروع به ايجاد كادر علمى كرد كه همين كادر زمينهساز طرح و حركت بعدى امام صادق عليه السّلام شدند كه دور از انتظار هم نبود، امام باقر عليه السّلام به چارهجويى براى مشكلات فكرى عديدهاى كه با زندگى عقيدتى، اخلاقى و سياسى مردم ارتباط تنگاتنگ داشت پرداختند.
امام عليه السّلام پس از تجهيز كادر علمى خود به همه آنچه كه آنها را قادر به فرو رفتن در دل معركههاى فكرى مىساخت، آنها را به ميان مردم فرستادند، ايشان به ابان بن تغلب فرمودند: «با مردم مدينه مجالست كن كه من دوست دارم امثال تو در ميان شيعيان من ديده شوند»[١].
اصحاب نيز وقتى مقصود امام عليه السّلام و ضرورت حضور خود در ميان عامّه
[١] . كشّى، اختيار معرفة الرجال ٢/ ٦٢٢، حديث ٦٠٣، تحت عنوان« مولى بنى جرير، و به نقل از رجال نجاشى ١٠، حرف الف، شماره ٧ چنين آورده است« در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى بده، كه من دوست دارم افرادى چون تو در ميان شيعيانم ديده شوند».