پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٩ - اجتماع ابواء
منصور و صالح بن على و عبد اللّه بن حسن بن حسن و دو پسرش محمّد نفس زكيّه و ابراهيم و بزرگانى از بنى عبّاس و بنى هاشم حضور پيدا كردند.
صالح بن على به سخنرانى برخاست و گفت: شما مىدانيد كه چشم مردم به سمت شما شخصيّتهاى مهم دوخته شده و خداوند شما را در اين مكان جمع كرده است. پس با يك مرد از ميان خودتان بيعت كنيد و اختيار خود را به او بدهيد و با او پيمان يارى ببنديد تا اينكه خداوند فتح و پيروزى را به ما عنايت كند كه او بهترين فتحكنندگان است.
سپس عبد اللّه بن حسن برخاست و پس از مدح و ثناى خدا گفت:
مىدانيد كه اين پسر من (محمّد نفس زكيه)، همان مهدى [موعود] است. پس بياييد تا با او بيعت كنيم.
ابو جعفر منصور برخاست و گفت: براى چه خود را گول مىزنيد؟ بخدا قسم كه مىدانيد در ميان مردم هيچكس مانند اين جوان- منظور او محمّد بن عبد اللّه بود- نيست كه گردنهاى مردم به سمت او كشيده شده و مردم به سرعت نداى او را اجابت كنند. همه گفتند به خدا سوگند كه راست مىگويى.
او همان شخص است. و تمام افراد حاضر در اجتماع با محمّد نفس زكيّه بيعت كردند. حتّى ابراهيم امام، سفّاح و منصور و همه حاضران در اجتماع[١].
پس از اينكه اين اجتماع كار خود را با تعيين محمّد بن عبد اللّه بن حسن به عنوان خليفه مسلمانان به پايان برد، كسى را به نزد امام صادق عليه السّلام فرستادند.
امام به نزد آنان رفت و گفت: شما چرا اينجا اجتماع كرديد؟ گفتند: آمديم تا با محمّد بن عبد اللّه بيعت كنيم كه او مهدى است. امام جعفر صادق عليه السّلام فرمودند: اين كار را
[١] . مقاتل الطالبيّين ٢٥٦، اعلام الورى ١/ ٥٢٧، كشف الغمّة ٢/ ٣٨٦.