پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢ - بخش نخست حضرت امام صادق عليه السلام در يك نگاه
البته آن حضرت هيچگاه از عواقب مبارزه سياسى با بنى عباس در امان نبوده و منصور هميشه از آن حضرت در هراس بوده و ايشان را دست پنهانى مىپنداشت كه در پشت همه حركتهاى انقلابى عليه او موجود بود، همين بد بينى بود كه باعث شد تا چهار بار امام صادق عليه السّلام را به دربار خود در عراق احضار كرده و با در تنگنا قرار دادن امام عليه السّلام و محاكمه آن حضرت به صورتى كه اصلا در شأن كسى چون ايشان نبود، و سپس آزاد كردن بىمقدمه آن حضرت تلويحا به ايشان بفهماند كه در برابر آن حضرت كوتاه نيامده و همواره پيگير كارهاى او است.
البته در بعضى از منابع تاريخى آمده كه منصور چندين بار تصميم به كشتن امام صادق عليه السّلام گرفت و خداوند متعال مانع از عملى شدن خواسته او شد.
و اينچنين بود كه امام صادق عليه السّلام سالهاى پايانى عمرش را كه مصادف با استقرار پايههاى حكومت بنى عباس بود در ترس و اضطراب و جوّى آكنده از دشمنى و تعقيب به سر برد اما در عينحال توانست به مدد فراست و كار آزمودگى و نيروى اراده، رسالت خويش را به انجام رسانده و چشمههاى دانش و معرفت را در ميان امت سرازير نموده، امت اسلام را از درون بازسازى نموده و دانشمندان و فقيهانى را پرورش دهد كه امين خداوند بر حلال و حرام او هستند. آن حضرت توانست عليرغم سلطه نااهلان بر حكومت اسلامى و وزيده شدن طوفان سهمگين جاهليت بر پيكره رسالت خاتم الانبيا، بنيان شيعه را به عنوان گروه صالحى كه مىتوان پايههاى خط رسالت نبوى را بر آن استوار كرد استحكام بخشيد.