پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١ - بخش نخست حضرت امام صادق عليه السلام در يك نگاه
حكومت بنى اميه در سال ١٣٢ ه ق سقوط كرده و خلافت به بنى عباس منتقل گرديد و امام صادق عليه السّلام نزديك به ده سال آخر عمر شريفش را با ابو العباس سفاح و مقدارى از زمان حكومت منصور دوانيقى همعصر بود.
رويكرد امام عليه السّلام از مناقشات باز سياسى به سمت تربيت علمى، فكرى، عقيدتى و اخلاقى امت اسلام تغيير جهت داد؛ تربيتى كه به رغم استمرار يافتن انحرافات سياسى و فكرى در ميان جامعه اسلامى، بقاى خط اصيل اسلام را در درازمدت تضمين مىكرد.
در آن زمان فرقههاى بسيارى چون «معتزله»، «اشاعره»، «خوارج»، «كيسانيه» و «زيديه» در سرزمين اسلام گسترده شده و ميان آنها كشمكش و درگيرى به شدت رواج داشت.
كفر و زندقه نيز جان تازهاى به خود گرفته و به فضاى جامعه اسلامى نفوذ كرده بود، در چنين اوضاعى امام صادق عليه السّلام عهدهدار ردّ بر ملحدان از سويى و مقابله با فرقههاى منحرف از سويى ديگر گرديدند.
امام صادق عليه السّلام به بناى جامعهاى صالح، كه مسئوليت ريشهدار كردن خط اهل بيت عليهم السّلام را در ميان امت اسلام به دوش كشد همچنين به پايهگذارى دانشگاه اهل بيت عليهم السّلام و تربيت دانشمندانى در رشتههاى مختلف علوم به خصوص دانش دينى كه بتوانند سلامت امت را در مسيرى كه در آينده نزديك و حتى دور در پيش دارد، تضمين كرده و بذر قيام عليه سركشى را در دل آنان بكارند، همت گماشت.
در عينحال امام صادق عليه السّلام از تقويت خط انقلابى و جهادى نيز غفلت نكرده و با تأييد قيامهايى چون قيام عمويش زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام و ديگر انقلابيون خاندان بزرگوار علوى به تقويت اين روحيه در ميان جامعه مىپرداخت.