پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤١ - الف - رويارويى با جريانهاى الحادى
خداوند بر بندگان و زبان گويا و مترجم كلام خداوند بر آنان باشد، بايد كه داراى چنين نسب پاكى باشد، پس ممكن نيست، حجت خداوند از نسلى غير از نسل پيامبران باشد، او با علمى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به ميراث برده، در ميان مردم جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است و اگر مردم امامتش را انكار كردند سكوت پيشه مىكند، اگر هم تاكنون امت اسلام، عليرغم اختلافى كه در دانش دينى دارند و راى و قياسى كه در ميان آنها رايج شده باقى مانده است، به بركت مقدار كمى از علم پيامبر است كه در دست آنها است، و اگر آنان به امامت امام و جانشين پيامبر گردن نهاده، از او پيروى نموده و دانش دينى را از او مىآموختند، عدالت در جامعه ظهور كرده، اختلاف و درگيرى از ميان آنان رخت بربسته، ثبات و استقرار بر كارشان حاكم شده، دين آشكار گشته و يقين بر شك پيروز مىگرديد، اما بعيد است كه مردم، پس از فقدان پيامبر به پيروى از امام بر حق گردن نهند چرا كه تاكنون هيچ پيامبرى از دنيا نرفته است مگر اينكه پيروانش از پس او دستخوش اختلاف و درگيرى گرديدهاند.
٣. پرسيد: اين حجت با چنين صفاتى به چه كار مىآيد؟
امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمودند: «يقتدى به، و يخرج عنه الشيء بعد الشيء، مكانه منفعة الخلق، و صلاحهم فإن أحدثوا في دين اللّه شيئا أعلمهم، و إن زادوا فيه أخبرهم، و إن نقصوا منه شيئا أفادهم»؛ از جانب مردم مورد تبعيت قرار گرفته، دانشها يكى پس از ديگرى از او بروز مىكند، بودن او سودرسانى به مردم و اصلاح امور آنها است، اگر روزى در دين بدعتى آوردند يا چيزى به دين خدا افزوده يا از آن كاستند، آگاهشان مىكند[١].
در اين گفتوگوى عميق و سطح بالا امام صادق عليه السّلام آنقدر به پاسخهاى مستدل و مفصل خود ادامه دادند كه شمار سؤال و پاسخها به نود و پنج رسيد و ما براى اختصار به نقل سه مورد اول بسنده كرديم.
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج ٢/ ٧٧- ٧٨.