پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٨ - بخش دوم نيازهاى دوره حضرت امام صادق عليه السلام
گفتگوى سدير صيرفى و امام صادق عليه السّلام را باهم مىخوانيم:
سدير گويد: بر امام صادق عليه السّلام داخل شده و به محضرش عرضه داشتم: به خدا سوگند، در خانه نشستن سزاوار شما نيست.
فرمود: چرا اى سدير؟
عرض كردم: چون شما دوستداران، شيعيان و ياوران زيادى داريد، به خدا سوگند اگر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به اندازه شما يار و ياور مىداشت هرگز مردان قبيله تيم و عدى چشم طمع به جايگاه او نمىدوختند.
فرمود: اى سدير، گمان مىكنى ياران من چند نفر باشند؟
عرض كردم: يكصد هزار نفر.
فرمود: يكصد هزار نفر؟
عرض كردم: آرى، و بلكه دويست هزار نفر.
فرمود: دويست هزار نفر؟
عرض كردم: آرى، و بلكه نصف مردم دنيا.
حضرت قدرى سكوت فرموده و سپس فرمودند: براى تو مشكل نيست با من به ينبع[١] بيايى؟
عرض كردم: آرى، آن حضرت دستور دادند تا يك درازگوش و يك استر را زين كردند، من اول بر درازگوش سوار شدم حضرت فرمودند: اى سدير آيا از درازگوش چشمپوشى مىكنى تا من بر آن سوار شوم؟
عرض كردم استر زيباتر و نجيبتر از درازگوش است.
فرمود: من در سوارى با درازگوش راحتتر هستم.
[١] . ينبع قلعهايست در مسيرى كه حاجيان مصر از آن راه به مكه مىآيند و در آن چند چشمه آب و نخلستان است.