قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١١١ - ٥ آگاهى از سرگذشت صابران
ختمىمرتبت (ص) را از اين طريق، مستحكم كرده و صبر و مقاومتش را افزوده است. در اين ميان، پيامبر (ص) گاهى فقط به صبر كردن، آن گونه كه انبياى الهى صبر كردند، توصيه شده است[١] و گاهى سخن از انواع سختىهايى است كه انبيا در برابر آنها شكيبايى ورزيدند تا به پيروزى رسيدند.[٢] قرآن از اهداف يادكرد قصههاى پيامبران را اطمينانبخشى پيامبر (ص) و افزايش آستانه شكيبايى آن حضرت دانسته، مىفرمايد: «و هر آنچه كه از سرگذشت پيامبران برايت مىخوانيم براى آن است كه دل تو را بدان محكم و استوار سازيم، و در شرح حال رسولان، آنچه حق و صواب است بر تو آمده و براى اهل ايمان نيز پند و عبرت و تذكر باشد».[٣]
از اين روش قرآنى، در امور دنيوى نيز مىتوان بهره جُست؛ چرا كه همواره در پيرامون خود افرادى كه با كوشش و تلاش به موفقيتهاى كوچك و بزرگ دست يافتهاند فراوانند. بىگمان صبر و شكيبايى در راه رسيدن به هدفشان، كليد موفقيت آنان است. پس با الگوگيرى از اين افراد موفق و تلاش و صبر آنان مىتوان علاوه بر استفاده خود، ديگران را نيز دلگرم كرد و بر شكيبايى و مقاومت آنان براى رسيدن به اهدافشان افزود.
[١]. احقاف: ٣٥: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ؛ صبر كن چنانكه پيمبران اولو العزم صبر كردند.
[٢]. انعام: ٣٤: وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ؛ پيش از تو نيز پيمبرانى تكذيب شدند و بر تكذيب شدن و آزار ديدن شكيبايى كردند تا نصرت ما بايشان رسيد، كلمات خدا تغيير پذير نيست، و اخبار پيمبران بسوى تو آمده است.
[٣]. هود: ١٢٠: وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ.