قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٩٥ - ب - صبر بر معصيت
و يا از نگاه شرعى جايز نيست. اين قبيل رفتارها، رفتارهايى هستند كه يا نهى خداوند به آنها تعلق گرفته و يا عقل و عرف، آدمى را از انجام آن رفتارها باز مىدارد. بنابراين اگر انسان بر ترك اين رفتارها استقامت ورزد، نفس خويش را از ارتكاب آن اعمال نگاه دارد، صبورى كرده است و صبر او از نوع صبر بر ترك يا صبر بر معصيت است. در واقع، در اين نوع صبر، انسان نفس خويش را از تعدّى و تجاوز به رفتارهاى نادرست باز مىدارد و خود را وادار مىكند تا در چارچوب احكام شرع و اخلاق و نيز قوانين اجتماعى حركت كند و از حدود آن تعدّى نكند. اين امر در آياتى از قرآن كريم كه از معصيت گناهكاران سخن به ميان آمده، به روشنى انعكاس يافته و گناهكاران، اهل تعدى و تجاوز از حدود الهى دانسته شدهاند.[١] بر اين اساس انسان براى حبس نفس خويش و بازداشتن آن از تجاوز به حدود الهى و خطوط قرمز اخلاقى، نيازمند شكيبايى و مقاومت است. آن گونه كه حضرت اسماعيل به پدر بزرگوار خويش عرض كرد: «اى پدر! به آنچه مأمور هستى عمل كن. اگر خدا بخواهد، مرا از جمله صابران خواهى يافت».[٢] به نظر مىرسد مقصود اسماعيل (ع) از شكيبايىاش، هم صبر بر اين بلا كه بايد از جان شيرين خود در راه خدا بگذرد بوده و هم صبر بر اطاعت از خواست خدا و پيامبر او و عدم سرپيچى از فرمان او و پرهيز از هر گونه ناسپاسى و ناشكيبايى.
[١]. ر. ك: بقره: ٦١؛ آل عمران: ١١٢؛ مائدة: ٧٨: ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ؛ و آن بدين جهت بود كه آيات الهى را انكار كردند.
[٢]. صافات: ١٠٢: فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ.