قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٧٨ - ١ كفايت كردن خداوند
و اين كه فرمود وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا معنايش اين است كه براى قيام بر اراده نفوس و اعمال ايشان، و براى نگهدارى منافع ايشان و سرپرستى امور ايشان، خدا بس است؛ زيرا كلمه «وكيل» به معناى متكفل شدن بر امور ديگرى است كه قائم مقام او در تدبير امور و گرداندن چرخ زندگى اوست. اما كفايت الهى در مورد هر كارى مىتواند به گونهاى ظاهر گردد. اگر در جنگ است به صورت پيروزى و غلبه،[١] و در ديگر امور خداوند به صورتهاى گوناگون بنده خود را كفايت مىكند، نيازش را مرتفع مىسازد[٢] و مشكلات و سختىها را بر او آسان مىكند.[٣]
استاد جوادى آملى در بيان اثر كفايت مىنويسد:
متوكّل، محبوب خداست و چون ذات اقدس خداوند محبّ[٤] و محبوب خود را رها نمىكند و آثار هر محبوب به دست محبّ او ظهور مىكند، خداوند امور متوكّلان را كفايت مىكند؛[٥] و چون او
[١]. منتخب ميزان الحكمة، ح ٦٧٠٨: امام باقر( ع):
« مَن تَوَكلَ علَى اللّهِ لا يغلَبْ، و مَنِ اعتَصمَ باللّهِ لا يهزَمْ؛ آن كه به خدا توكّل كند، مغلوب نشود و آن كه به خدا توسّل جويد، شكست نخورد».[٢]. منتخب ميزان الحكمة، ح ٦٧١٠( به نقل از الكافى): امام صادق( ع):
« مَن اعطى ثلاثالم يمنع ثلاثا ..: مَن اعطِى التَّوَكلَ اعطِى الكفايةَ. ثُمّ قالَ: أتَلَوتَ كتابَ اللّهِ- عَزّ و جلَّ-:" ومَن يتَوكلْ علَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ"؛ هر كس به او سه چيز عطا شود از سه چيز محروم نمىماند: ... به هر كه توكّل داده شود، بسندگى داده شود. سپس فرمود: آيا كتاب خداوند عزيز و جليل را تلاوت كردهاى:" و هر كه به خدا توكّل كند او براى وى بس است"؟[٣]. منتخب ميزان الحكمة، ح ٦٧٠٦: امام على( ع):
« مَن تَوَكلَ علَى اللّهِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ، و تَسهَّلَت علَيهِ الأسبابُ؛ هر كه به خدا توكّل كند، دشوارىها براى او آسان شود و اسباب برايش فراهم گردد».[٤]. آل عمران: ١٥٩: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ.
[٥]. طلاق: ٣: وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.