قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٤ - ٤ باور به توانمندى و قدرت خدا
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ.[١]
چرا بر خدا توكّل نكنيم، و حال آن كه او راه ما را به ما بنمود؟ و ما بر آزارى كه به ما مىرسانيد صبر مىكنيم و توكّلكنندگان، بر خدا توكّل كنند.
بر اين اساس اگر به خدا توكّل نكنيم، چه عذرى مىتوانيم داشته باشيم و حال آن كه خداى تعالى ما را به راههايمان هدايت فرمود و ما خود در دستيابى به نعمت هدايت دخالتى نداشتهايم؛ و چون خداى سبحان چنين نعمتى را كه تمامى خيرها در آن است به ما ارزانى داشته، لازم است در ساير امور خود نيز بر او توكّل كنيم.[٢]
٤. باور به توانمندى و قدرت خدا
با اعتقاد به سه مورد پيشين (مهربانى خدا با بندهاش، آگاهى او به خير و صلاح انسان، و خيرخواهى براى بنده خويش)، اين پرسش به ذهن مىآيد كه آيا او قدرت و توان لازم را براى جلب خير و مصلحت بندگانش دارد؟ اين پرسش به اين دليل مطرح است كه مهربانى، آگاهى و خيرخواهى، براى توكّل كردن كافى نيست، بلكه قدرت و توانايى براى رسيدن به مطلوبِ موكّل نيز لازم است. اين جاست كه خدا در قرآن كريم بارها به توانايى و قدرتش تصريح، و بندگان خويش را به توكّل و اعتماد به ذات مقدسش دعوت مىكند و آنان را از تمسك به بندگانى كه خود محتاج، نادان و ناتوان و نيازمندند بر حذر مىدارد. تعابير قرآن كريم
[١]. ابراهيم: ١٢.
[٢]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٢، ص ٣٣.