قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٣ - ٣ باور به خيرخواهى خداوند براى بندگان
معرفى مىكند. سپس بيان مىكند كه ما تنها بر خدا توكّل كردهايم:
وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ.[١]
پروردگار ما بر همه چيز كاملًا آگاه است، ما بر خدا توكّل كرديم. اى پروردگار ما! ميان ما و قوم ما به حق، راهى بگشا كه تو بهترين راهگشايان هستى.
توكّل حضرت شعيب (ع) آن گونه كه در آيه شريفه بدان اشاره شده، به دليل علم و آگاهى پروردگار به خير و صواب بندگان بوده است[٢] و ايشان نيز به دليل آگاهى خداوند بر همه چيز، از پروردگار مىخواهد تا نزاع ميان مؤمنان و كافران را تدبير و بينشان داورى كند و براى مؤمنان گشايش رقم زند.
٣. باور به خيرخواهى خداوند براى بندگان
باور به مهربان بودن خدا از يك سو، و آگاهى او به خير و صلاح بندهاش از سويى ديگر و بىنيازى مطلق او، اقتضا مىكند بپذيريم كه جز خير و صلاح بندهاش را نخواهد و در صدد زيان و خُسران بنده خويش نباشد. پس در صورتى كه آدمى به او اعتماد و بر او توكّل كند، با چيزى جز خير و صلاح خويش روبهرو نمىشود. اين باور و اعتقاد، انسان را به سوى تكيه بر پروردگار سوق مىدهد و توكّل بر او را در تمام امورش تحقق مىبخشد؛ چيزى كه قرآن كريم از زبان پيامبران الهى در قالب پرسشى اين گونه حكايت مىكند:
[١]. اعراف: ٨٩.
[٢]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ٤٦٨.