قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٢ - ٢ باور به آگاهى خداوند از خير و صلاح بنده
با تقديم «عليه» بر «توكّلنا» منحصر بودن توكّل پيامبر (ص) به ذات مقدس پروردگار بيان شده است. ازاينرو خداوند در پايان آيه وعده داده است كه كفار و مشركان به زودى خواهند دانست كسانىكه بدانها تكيه كرده و چشم طمع به ياريشان دوخته بودند، مهربان واقعى نبودند و يارى و كمكشان نيز جز خيالى باطل نبوده است.[١]
نتيجه آن كه اگر او را مهربان ندانى، چگونه بر او توكّل مىكنى و امور خويش را به او مىسپارى؟! نكته مهمى كه در سوره شعراء آشكارا به آن تصريح شده است، آن گاه كه فرمود:
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ.[٢]
و بر تواناى مهربان توكل كن.
٢. باور به آگاهى خداوند از خير و صلاح بنده
گام دوم معرفتى انسان در توكّل به خداى متعال اين است كه بداند خداى متعال به ظاهر و باطن، و آشكار و نهان آگاه است و خير بندگان خويش را به بهترين صورت ممكن تشخيص مىدهد؛ زيرا از لوازم وكالت آن است كه وكيل به فنون آن آگاه باشد و راه جلب منفعت و دفع ضرر موكّل خويش را بداند. پس كيست كه از خداى عزيز و جليل آگاهتر باشد و خير و صلاح آدمى را بهتر از خود او بشناسد؟ حضرت شعيب (ع) در گفتگو و محاجه با كافران، گستره علم خدا را نا محدود مىداند و او را دانا به همه چيز، چه در گذشته و حال و چه در آينده[٣]
[١]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٩، ص ٣٦٥.
[٢]. شعرا: ٢١٧.
[٣]. جوامع الجامع، ج ١، ص ٤٥٢.