قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٠ - الف - لوازم معرفتى توكل
هدفى كه برايش مشغول تلاشى، جز يارى و دستگيرى او مؤثرى نشناسى و جز دل به يارى او نبندى.
عوامل توكّل
يكى از رفتارهايى كه رابطه انسان با خدا را متجلى مىسازد، توكّل بر خداست. فرد متوكّل، پيش از توكّل امورى را پذيرفته و باور كرده است. مهمترينِ آن باورها، اعتقاد و باور به قدرت، حكمت، بىنيازى و مهربانى خداوند بهبندگانشاست. اما به نظر مىرسد پيش از باور و اعتقاد به امور فوق، معرفت يافتن به آن صفات الهى، گامى اساسى است؛ زيرا بدون آگاهى و شناخت، ايمان و اعتقاد به دست نمىآيد. پس اگر قرار باشد بنده به خداى خويش توكّل و در تمام امور خويش به او تكيه كند و راه خير و صلاح را از او بخواهد، به قضا و قَدَرى كه مقدر فرموده اعتماد كند و بدان خشنود باشد، ابتدا بايد او را واجد صلاحيتهاى لازم براى وكالت بيابد؛ و اين امر نيز متوقف بر معرفت و شناخت او به صلاحيتهاى مورد نياز براى وكالت در ذات مقدسش خواهد بود. بديهى است اگر فرد به اين درجه از معرفت نرسد، به خدا توكّل نمىكند و اگر در ظاهر بر او توكّل كند، در مقام عمل به لوازم آن پايبند نخواهد بود. با اين بيان روشن شد كه عوامل و لوازم توكّل به دو بخشِ «لوازم معرفتى» و «لوازم عملى» تقسيمشدنى است.
الف- لوازم معرفتى توكّل
انسان خردمند براى گرفتن وكيل، تا شناختش از فرد مورد نظر به درجهاى نرسد كه او را از هر نظر شايسته و توانمند بيابد، هرگز او را به