قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٥٣ - چند نكته در باره عفو
١. اين آيه به مطلوبيت بخشش گناهكار دلالت دارد هر چند فرد خطاكار طلب بخشش نكرده باشد.[١] به عبارت ديگر، براى بخشش گناه ديگران نبايد منتظر درخواست عفو او بود. آنچه مهم است، تقويت روابط حسنه و ايجاد صميميت بيشتر بين برادران ايمانى است. ازاينرو آن گاه كه از سوى خطاكار درخواست بخششى صورت نگرفته است، بخشش ارزشمندتر است؛ زيرا در ايجاد محبّت و صميميت تأثيرگذارتر است و بر بزرگوارى بخشنده، بيشتر دلالت دارد.
٢. عفو در دو حالت مصداق مىيابد: نخست آن گاه كه عقاب يا تلافى رفتار خطاكار در دنيا ممكن نباشد و با اين حال، گناهكار در قيامت بازخواست نشود و از گناهش صرف نظر شده و بخشيده شود و به انتقام از او در روز واپسين رضايت داده نشود. دوم وقتى است كه انتقام و تلافى خطاى گناهكار ممكن باشد و با اين حال، از مجازات او صرف نظر شود و مورد عفو قرار گيرد. بديهى است كسى كه على رغم قدرت و توانايى مىبخشد، كمال نفسانى خود را بيشتر به فعليت مىرساند. البته در بيشتر مصاديقِ عفو كه در كلام مفسران و روايات پيشوايان دينى بدان اشاره شده است، به عفو هنگام قدرت توجه بيشتر و به ارزشمندى اخلاقى آن، تأكيد زيادترى شده است.
٣. عفو و بخشش هنگام قدرت، فوايد ديگرى نيز به همراه دارد. اين رفتار پسنديده، علاوه بر آنچه بيان شد در حقيقت، نوعى بهجا آوردن شكر قدرت خداداد است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
[١]. ر. ك: التبيان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ٥٩٤.