قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - فلسفه فروتنى
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هيچ گروهى نبايد گروه ديگر را مسخره كند كه شايد آنان از خودشان بهتر باشند و نيز نبايد زنانى زنان ديگر را مسخره كنند كه شايد آن زنان از خودشان بهتر باشند.
نكته ديگرى كه از علم و آگاهى بشر عادى به دور است، عاقبت و سرانجام افراد است. همانگونه كه اشاره شد هيچ يك از افراد بشر از اين كه خود يا ديگرى در پايان سعادتمند مىشود و به رستگارى مىرسد آگاه نيست. اين نادانى اقتضا مىكند در تعاملات اجتماعىاش با بندگان خدا بويژه با مؤمنان، با احترام، مهربانى و فروتنى برخورد كند و هرگز خود را برتر از ديگرى به شمار نياورد. چه، ممكن است كسى را كه كوچكش مىشمرد، در قيامت در پيشگاه خدا مقامى والا داشته باشد و اما خود او درمانده و گناهكار در انتظار عفو و بخشش پروردگار سرگردان باشد.
با اين نگاه، هيچ كس نمىداند نسبت به ديگرى برترى دارد يانه؛ ازاينرو مىبايست نسبت به همگان ادب و تواضع را رعايت كند و حرمت آنان را پاس دارد. بنابراين انسان مؤمن، در برابر همنوع خود فروتن است؛ زيرا احتمال برترى او در پيشگاه خدا را مىدهد.
از سويى ديگر، انسان، خليفه خدا روى زمين و برترين مخلوق اوست، پروردگار نيز او را تكريم و فرشتگان الهى را به سجده بر او مكلف كرده است؛[١] پس فروتنى در برابر او و تكريمش، در حقيقت، فروتنى در برابر خدا و تكريم پروردگار است.
[١]. ر. ك: بقره: ٣٠ و ٣٤؛ اعراف: ١١؛ اسرا: ٧٠؛ حجر: ٣٠؛ ص: ٧٣.