قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨٣ - ٢ آگاهى از فقر نفس خويش
ذاتىِ» انسان به خداست. اصلى كه در فلسفه و حكمت به «وجود رابط» تعبير مىشود. معرفت به فقر ذاتى انسان، دليل مهمّى براى متصف بودن انسان به فضيلت اخلاقى تواضع است. تفاوت اين دليل با ادلّه ديگر اين است كه درك فقر ذاتى نفس خود، باعث فروتنى حداكثرى انسان برابر ولى نعمت و هستىبخش خويش يعنى پروردگار مىشود؛ يعنى اگر ادلّه ديگر، فروتنى در تعامل با همنوعان را موجب مىشود، اين آگاهى او را برابر خداوند، فروتن و خاضع مىگرداند. قرآن كريم فقر مطلق بندگان را با صراحت تمام بيان مىكند و آنها را به نكتهاى اساسى آگاهى مىدهد و مىگويد:
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ.[١]
اى مردم! شما به خدا نيازمنديد، و حال آن كه خداوند هماوست كه بىنياز و ستوده است.
علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىنويسد:
خداوند در اين جمله، فقر را منحصر در انسان، و بىنيازى را منحصر در خود كرد؛ پس تمام انواع فقر، در مردم، و تمامى أشكال بىنيازى، در خداى سبحان است.[٢]
وى همچنين در تفسير آيه ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا[٣] با بيان معناى توبه مىنويسد:
از آن جا كه انسان حقيقتاً فقير است، مالك هيچ خير و سعادتى براى خود نيست و در نيل به اين امور نيازمند لطف و عنايت
[١]. فاطر: ١٥.
[٢]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٧، ص ٣٣.
[٣]. توبه: ١١٨.