قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٤١ - عفت
عفّت
يكى از سجاياى بسيار مهم اخلاقى و از اركان آن «عفّت» است؛ زيرا نتيجه آن كنترل قوه شهوت است. عالمان اخلاق قواى انسان را چهار نوع مىدانند: عقليه، وهميه، غضبيه و شهويه. لذّتهايى كه براى انسان متصور است نيز يكى از اين قوا يا ذيل يكى از آنهاست. هر يك از اين قواى چهارگانه نيازمند تهذيب و تربيتاند و با تهذيب هر يك، فضيلتى براى انسان حاصل مىشود؛ از تهذيب قوه عاقله، صفت حكمت، از تهذيب قوه واهمه، صفت عدالت، از تهذيب قوه غضبيه، صفت شجاعت و از تهذيب قوه شهويه، صفت عفت حاصل مىگردد.[١] ازاينرو، عفّت يكى از اركان صفات اخلاقى به شمار مىرود و زمينهساز تحقق برخى صفات اخلاقى ديگر نيز مىشود و بالاخره وجود و عدم يا ضعف و قوتش، در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمى ايفا مىكند.
[١]. ر. ك: جامع السعادات، ج ١، ص ٩٣ و ٩٤؛ المحجة البيضاء، ج ٨، ص ١٩٦.