قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢١ - خاستگاه حيا
به نظر مىرسد مفهوم حيا در لغت، با مفهوم آن در علم اخلاق چندان تفاوتى ندارد؛ زيرا بر اساس متون دينى، حيا به دو نوع عقلانى و غير عقلانى تقسيم شده است. ازاينرو حيا نزد عرف و اخلاق دينى، يك معنا دارد و به درست و نادرست تقسيم مىشود، اما در تبيين مفهوم حياى درست و نادرست تفاوت دارند؛ زيرا گاهى عرف جامعه گناه و سرپيچى از دستور خالق يكتا را قبيح نمىداند، اما بىشك اين نوع رفتارها از منظر دين، ناپسند و مرتكب آن، نسبت به خالق خويش بىحياست.
خاستگاه حيا
شرم و حيا، در نهاد آدمى وديعه الهى و امرى فطرى است. به نظر مىرسد اين خصلت، از حبّ ذات ناشى مىشود؛ زيرا هر انسانى فطرتاً خود را دوست دارد و به اين دليل از انجام هر رفتارى كه جايگاه و احترام خودش را نزد ديگران افزايش مىدهد دريغ نمىكند. ازاينرو از انجام كارى كه عيب او را آشكار سازد و موجبات تحقير يا مذمّت و سرزنش او را نزد ديگران فراهم آورد پرهيز مىكند. بنابراين همواره تلاش مىكند تا خود را به بهترين وجه آراسته و جلوهگر سازد و عيوب ظاهر و باطن خويش را مخفى نگاه دارد. اين تلاش موجب مىشود از انجام كار زشت مقابل ديدگان بيننده محترم پرهيز و شرم كند. در قرآن مىخوانيم كه وقتى حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه تناول كردند، عورتشان ظاهر شد. آنان بلافاصله در صدد پوشاندن آن بر آمدند. لذا از برگ درختان بهشتى براى ستر عورت خود استفاده كردند.[١]
[١]. اعراف: ٢٢: فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ؛ همين كه از آن درخت ممنوع خوردند، آنچه از آنها پوشيده بود آشكار گشت و آدم و حوا از برگ درختان بهشتى براى پوشش خود استفاده كردند.