قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١١٦ - ٣ ضيق صدر(تنگى سينه)
گاهى عناد و دشمنى كفار و مشركان و نيز درخواستهاى نامعقولى كه از پيامبر داشتند از يك سو، و آياتى كه خداوند در مذمّت آنان نازل مىكرد از سويى ديگر، عرصه را چنان بر آن حضرت تنگ مىكرد كه تحمل بار رسالت را ناممكن مىنمود. در سوره هود به اين فضاى دشوار اشاره شده است:
[اى رسول ما] مبادا بعض آياتى را كه به تو وحى شده [درباره كافران به ملاحظاتى] تبليغ نكنى و از قول مخالفانت كه مىگويند [اگر اين مرد پيغمبر است] چرا گنج و مالى ندارد و يا فرشته آسمان همراه او نيست، دلتنگ شوى؛ كه وظيفه تو تنها نصيحت و اندرز خلق است، و حاكم و نگهبان هر چيز خداست.[١]
شيخ طوسى در تفسير اين آيه مىنويسد:
ضيق يا تنگى، به ناتوانى شىء از تحمل چيزى كه فراتر از اندازه ظرفيت آن است مىگويند. پس اگر سينه انسان تنگ باشد و به ضيق صدر مبتلا شود، از تحمل آنچه كه انسانهاى برخوردار از سعه صدر بر آن قادرند ناتوان خواهد بود.
وى در ادامه مىنويسد:
سخنان مشركان در انكار رسالت، بر پيامبر (ص) گران آمده و بر قلب آن حضرت سنگينى مىكرد و لذا خداوند او را خطاب قرار داد و تسلى بخشيد و تحريك نمود تا چيزى از آيات الهى را از ترس انكار عناد مشركان مخفى ندارد و دل بزرگ دارد كه رفتار و گفتار آنان در نزد پروردگار آشكار و خداوند بر سرپرستى همه چيز تواناست.[٢]
[١]. هود: ١٢: فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ.
[٢]. ر. ك: التبيان فى تفسير القرآن، ج ٥، ص ٤٥٦.