قرآن، كتاب اخلاق - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٠٧ - ٢ آگاهى از فقر نفس خويش
اما تفاوت نعمتهاى بهشتى با مواهب دنيوى در اين است كه نعمتهاى بهشتى زوالناپذيرند، اما نعمتهاى دنيوى به دليل گذرگاه بودن دنيا، پايانپذيرند. ازاينرو براى نعمتهاى كمارزش دنيوى دو نوع صبر لازم است، اما براى دستيابى به نعمات گرانسنگ و فناناپذير، يك نوع صبر كافى است.
٢. آگاهى از فقر نفس خويش
عامل دوم افزايش آستانه تحمل و شكيبايى، آگاهى از فقر نفس خويش است؛ يعنى فرد، نفس خود را بهخوبى بشناسد و بداند كه خدا مالك او و تمام نعمتهايى است كه به او ارزانى داشته، و او مالك هيچ يك از نعمتهاى خداداد نيست و تنها خداست كه مالك همه نعمتهاست[١] و اوست كه به هر كه بخواهد و هر وقت كه اراده كند عطا مىكند و آن گاه كه مصلحت بداند مىگيرد.[٢] پس بندگان، مالك نيستند و نعمتها را خداوند موقتاً عطا كرده است تا دوباره باز پس گيرد. بر اين اساس وقتى انسان آماده پس دادن امانت الهى باشد، هنگام زوال آن يا پس گرفتنش كمتر آزرده مىشود و تحملش بر او آسان خواهد شد؛ زيرا از پيش براى چنين روزى آماده شده بود.
[١]. نحل: ٥٣: وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ.
[٢]. روم: ٣٧: أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ آيا نمىبينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مىكند يا او را تنگ روزى مىسازد؟ در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مىآورند؛ شورا: ١٢: لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست. در روزى هر كه بخواهد گشايش مىدهد يا تنگ مىگيرد، و او به هر چيزى داناست.