رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٧٦ - ب - جايگاه رفتار با خود
از سوى ديگر، تحولات اجتماعى عموماً از فرد نشئت مىگيرد؛ ازاينرو اگر قرآن كريم دستورهاى جمعى نيز دارد، نه به آن سبب است كه مخاطبانش اجتماع است از آن حيث كه حقيقتى واقعى و نه اعتبارى است؛ بلكه ازآنروست كه مخاطبانش يك
نفر نيستند، و متعددند. از جمله. متونى كه به اصالت فرد در قبال اجتماع و تقدم اصلاح رفتار با خود قبل از پرداختن به ديگران اشاره دارد، مىتوان به آياتى چون: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ\* كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ[١] و آيه أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ[٢] و آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ[٣] و يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً[٤] اشاره كرد.
تعداد روايات فراوانى كه به عامل بودن خود، قبل از توصيه كردن به ديگران توصيه و تأكيد دارد، همگى حكايت از اين مىكند كه اصلاح خود، مقدم بر اصلاح ديگران، و پله نخست اصلاح جامعه است.
نمونهاى از احاديث فراوان دراينخصوص، اين حديث از امام على (ع) است:
من نصب نفسه للناس إماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره. وليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه. و معلم نفسه و مؤدبها أحق بالإجلال من معلم الناس و مؤدبهم.[٥]
هركس خود را براى رهبرى مردم عرضه كند، بايد قبل از آموختن به ديگران، به خود بياموزد؛ و كسى كه به تعليم و تربيت خود بپردازد، از كسى كه به تعليم و تربيت ديگران پرداخته، به احترام و تجليل سزاوارتر است.
اين متن شريف در دو مقام، مرتبه پرداختن به خود را مقدم بر پرداختن به ديگران مىداند: مقام تعليم خود، و مقام تربيت خود. يعنى هم تعليم و هم تزكيه خود، بر تعليم و تربيت ديگران مقدم است؛ بدان جهت كه اثربخشى تعليم و تربيت
[١]. صف: ٢- ٣.
[٢]. بقره: ٤٤.
[٣]. مائده: ١٠٥.
[٤]. تحريم: ٦.
[٥]. نهج البلاغة: حكمت ٧٣.