رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - ٢ راههاى شناخت نقلى
ديگر نيازمند است كه در اين اثر، مجال پرداختن به آن نيست. آنچه ما در اين كتاب مىتوانيم به آن اشاره كنيم، وجود متونى است كه به صورت خاص به ويژگىهاى انسان و نفس او اشاره مىكند و، از طريق آن متون مىتوان به شناختى از خود دست يافت. براى اينكه به صورت مصداقى نيز بتوانيم نقش معرفتزايى قرآن كريم را در خصوص خودشناسى به اثبات برسانيم، به برخى آيات قرآن كه ويژگى انسانها را بيان مىكند، اشاره مىكنيم. توجه به اين ويژگىها كه بر اساس اطلاق آيات، شامل همه افراد مىشود، هر خوانندهاى را متذكر ساخته، او را به خودآگاهى بيشترى مىرساند. براى مثال، قرآن كريم يكى از ويژگىهاى انسان را پناه آوردن به درگاه خدا و استمداد از او هنگام گرفتارى و دشوارى، و از ياد بردن خدا و ناسپاسى هنگام رفع گرفتارىها مىداند. البته خداى متعال فقط بندگان خالص و باتقوا را از اين ويژگىِ ناپسند مبرا مىداند. بههرحال اين ويژگى مىتواند هر انسان سليم النفسى را در خودآگاهى بيشتر و انتخاب رفتار پسنديدهتر يارى رساند.
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.[١]
چون به آدمى گزندى رسد، چه بر پهلو خفته باشد و چه نشسته يا ايستاده، ما را به دعا مىخواند؛ و چون آن گزند را از او دور كنيم، چنان مىگذرد كه گويى ما را براى دفع آن گزندى كه به او رسيده بود، هرگز نخوانده است. اعمال اسرافكاران، اينچنين در نظرشان آراسته شده است.
وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ؛ وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ.[٢]
اگر به انسان رحمتى بچشانيم، آنگاه از او بازش گيريم، مأيوس مىشود و كفران مىورزد؛ و اگر پس از دشوارى و رنج، نعمت و آسايشى به او بچشانيم، مىگويد: ناگوارىها از من دور شده است. و در اين حال، شادمان است و فخر مىفروشد.
[١]. يونس: ١٢.
[٢]. هود: ٩- ١٠.