رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٤٩ - ١ اصل بقاى عمل
عبارت ديگر، هر كار نيك يا بدى كه از انسان سر مىزند و او تصور مىكند گذشت زمان، آن را از بين مىبرد، يا در همين عالم يا دستكم به آخرت منتقل مىشود و انجامدهنده آن، روزى آن عمل را پيش روى خويش مىبيند، با اينكه ممكن است كاملًا آن را فراموش كرده باشد. قرآن كريم نيز اين اصل را اينگونه بيان مىكند:
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ.[١]
روزى كه هر كس كارهاى نيك و كارهاى بد خود را در برابر خود حاضر بيند، آرزو كند كه اى كاش ميان او و كردار بدش فاصلهاى بزرگ بود. خداوند شما را از خودش مىترساند؛ و خدا به بندگانش مهربان است.
مفسران، در بحث تجسم اعمال بهتفصيل به اين مطلب پرداختهاند كه اعمال هر فرد حاضر مىشود و مراد از احضار اعمال، اعطاى پاداش نيست. براى مثال، در تفسير نمونه در ذيل اين آيه آمده است:
نمىگويد: آرزو مىكند اعمال بدش نابود شود؛ زيرا مىداند چيزى در جهان نابود نمىشود، بلكه آرزو مىكند با آن فاصله بگيرد.[٢]
در اين تفسير، در ادامه مطلب آمده است:
واژه «تجد» از ماده «وجدان» (يافتن) ضد فقدان و نابودى است و كلمه «خير» و «سوء» كه به صورت نكره آمده، در اينجا مفيد عموم است؛ يعنى هر انسانى در آن روز تمام اعمال خوب و بد خود را- هر چند كم باشد- در نزد خود مىيابد.
گرچه جمعى از مفسرين اصرار دارند اين آيه، و آيات مانند آن را توجيه كنند و بگويند منظور از حاضر شدن اعمال، حضور پاداش و كيفر آنهاست و يا اينكه منظور، حضور نامه عمل است كه تمام اعمال آدمى، از نيك و بد در آن ثبت شده است.
ولى پيدا است كه اين توجيهات، با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا اين آيه بهروشنى مىگويد كه انسان در روز رستاخيز، «خودِ عمل» را مىيابد، و در ذيل آيه
[١]. آل عمران: ٣٠.
[٢]. تفسير نمونه: ج ٢ ص ٥٠٤.