رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - ط - انسان، موجودى آزاد و آزادىخواه
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً.[١]
ما راه را به او نمايانديم؛ خواه شاكر باشد و آن را پذيرا شود، يا كفر و ناسپاسى ورزد.
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ.[٢]
بگو حق از آنِ پروردگارتان است؛ پس هر كس كه مىخواهد ايمان آورد و هركس مىخواهد كفر ورزد.
اين آيات ناظر به آزادى تكوينى انسان است و به اين مهم تصريح دارد كه انسان طبيعتاً آزاد است و اكراه و اجبار او نه فقط مطلوب نيست، بلكه ممكن نيست؛ زيرا درصورتيكه فردى به انجام دادن فعلى اجبار و اكراه شود، در واقع او فاعل آن فعل نيست و مصدر آن فعل شناخته نمىشود؛ پس آنگاه آدمى را فاعل يا كننده كارى مىدانند كه او، خود از روى ميل و اراده كار خويش راانجام دهد و در انجام دادن يا ترك آن از آزادى عمل كامل برخوردار باشد. ازاينرو شرع مقدس، كسى را كه در انجام دادن كارى اكراه شده است مسئول و مكلف نمىشمارد و از او به سبب معصيت غيراختيارى بازخواست نمىكند.
استاد جوادى آملى در خصوص آزادى تكوينى انسان مىنويسد:
عمل كردن برخلاف اين آزادى تكوينى، نه اينكه «بد» است بلكه محال است. اگر انسان چيزى را تكويناً نخواهد نه اينكه «بد» است به او تحميل شود، بلكه «نمىشود» به او تحميل كرد. بشر در اينكه اينگونه آفريده شده است، مجبور است. يعنى مجبور است آزاد باشد و اصل حريتْ در هويت او نهادينه شده است و بههيچوجه قابل زوال نيست.[٣]
وى آنگاه در توضيح آيه لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ اضافه مىكند:
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ هم ناظر به انسان است، و هم ناظر به دين؛ يعنى نه انسان اكراهپذير است، نه دين. انسان چون آزاد خلق شده است،
[١]. انسان: ٣.
[٢]. كهف: ٢٨.
[٣]. عبدالله جوادى آملى، فصلنامه حكومت اسلامى، ش ٢٩ ص ٦٧.