رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - كرامت تشريعى
اعطاى مسئوليت به انسان و عرضه امانتِ ولايت بر او، و او را شايسته چنين امانتى دانستن، احترام كردن و گرامىداشت اوست، و خداوند با اين مهم، بر او حرمت نهاد و او را عزيز داشت:
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ.[١]
ما امانت (تعهد، تكليف و ولايت الهى) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم. آنها از پذيرفتن آن سر برتافتند و از آن ترسيدند؛ اما انسان آن را قبول كرد و بار آن را بر دوش خود پذيرا شد.
در خصوص اين آيه، برخى مفسرانْ مراد از «بار امانت» و «پذيرش مسئوليت» را، بار اطاعت و سنگينى انجام دادن فرائض و تكاليف دانستهاند. همچنين درباره عرضه بار امانت به آسمانها و زمين، گفتهاند كه خداوند هرگز اين امانت را در عالم اعيان بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه نكرد، بلكه اين مطلب را مجازاً و بنابر شيوه بيان عرب فرمود كه مىگويند: «عرضت الحمل على البعير فابى ان يحمله، اى: وجدت البعير لايصلح للحمل و لا للعرض؛ بار را بر شتر عرضه كردم و او از تحمل آن سرباز زد»؛ يعنى شتر را چنان يافتم كه به درد حمل بار و عرضه كردن بار بر او نمىخورَد و از توان او خارج است. پس زمين و آسمان چنان بودند كه صلاحيت و شايستگى واگذارى اين مسئوليت بزرگ را نداشت و آنها ابزار آن را نيز در اختيار نداشتند. ازاينرو خداوند آن را به انسان عرضه كرد و او آن را پذيرفت؛ زيرا هم داراى ابزار آن بود و هم داراى شايستگىاش.[٢] پس خداوند انسان را با توجه به بار امانت و مسئوليتى كه مىخواست به او محول كند سنجيد و او را در پذيرش اين مهم توانمند يافت؛ زيرا خودْ چنين توانمندىاى به او عطا كرده بود و از ابتدا براى چنين مسئوليت مهمى او را آفريده بود، اگرچه او ارزش و منزلت اين مقام رفيع نزد خدا و لطفى كه از ناحيه او نصيبش شده است را نمىشناسد و بيشتر انسانها- بر اساس آنچه در ادامه آيه آمده است- با جهالت و نادانى به خود ستم و نعمت خدا را ناسپاسى مىكنند.[٣]
[١]. احزاب: ٧٢.
[٢]. ر. ك: الجامع لاحكام القرآن: ج ١٤ ص ٢٥٦.
[٣]. انه كان ظلوماً جهولا.