رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٣ - پيشگفتار
پيشگفتار
رفتارهاى انسان را در چند حوزه مىتوان دستهبندى كرد. شايد از مهمترين ابعاد رفتارى انسان، رفتار او با خويشتن است. با اين بيان، هرگونه رفتارى كه مستقيماً با نفْس ارتباط مىيابد، رفتار او با خود تلقى مىشود. متون فراوانى كه از منابع دينى اعم از قرآن و حديث به يادگار ماندهاند، قابليت دارند كه انسان مؤمن را در مسير تعامل با نفس خويش از ابهام و تحيّر خارج سازند و رفتار او را نه تنها با نفس خويش، بلكه در تمامى ابعاد به شايستگى كامل ترسيم كنند. با عنايت به اهميت فراوانِ تعامل انسان با نفس خويش، به نظر مىرسد پايه اصلاح رفتارهاى انسان در تمام ابعاد، اصلاح رفتار او با نفس خويش است. اين معنا را مىتوان از برخى متون روايى بهخوبى دريافت كرد؛ زيرا كمال انسان، در گرو معرفت نفس و سپس رفتارى متناسب با شناخت حقيقى خويش است. اگر آدمى، خود را آن گونه كه شايسته است بشناسد، رفتارش سامان مىيابد و اصلاح مىشود.
گرچه منابع اسلامى در موضوع تربيت انسانِ مؤمن و متخلّق به اخلاق الهى، حاوى آموزههاى گرانسنگى است و در بُعد تعامل انسان با خود نيز از غناى بسيار برخوردار است، و با وجود اذعان انديشمندان علم اخلاق به اهميت والاى تعامل انسان با خود و نقش كليدى آن در اصلاح رفتارهاى انسان در تمام ابعاد، امروزه شاهد آن هستيم كه متون اخلاقى نشر يافته، بيشتر به «رابطه او با خدا» و «رابطه او با همنوعان» پرداخته است و از «رابطه او با خودش» غفلت شده است تا جايى كه بسيارى از علاقهمندان به آموزههاى ناب اسلامى، در ذهن خود تصوير روشنى از مفهوم رفتار انسان با خود و يا ابعاد و گستره آن ندارند.