حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢١٠ - دستور كلى آن چنان بخوانيد كه به شما آموخته اند
٢٤- آيه زير اين چنين هم قرائت شده است: «فكانت كالحجارة[١]» به جاى: «فَهِيَ كَالْحِجارَةِ» و نمونههاى متعدد ديگرى كه مجال استقصاى آنها در اين مختصر نيست.
دستور كلى: آنچنان بخوانيد كه به شما آموختهاند
اگر به پيامبر- ص- و ائمه- عليهم السلام- مراجعه كنيم در مىيابيم كه آنان از هر گونه تصرف و تبديلى در آيات قرآن ممانعت مىكنند. بلكه حتى از هر نوع تصرفى در ادعيه مستحب، جلوگيرى كردهاند و اجازه ندادهاند كه ما لفظى را- به دلخواه- با لفظ ديگر عوض كنيم. شواهد گفتار بالا بسيار مىباشند ما تنها به آوردن چند نمونه اكتفا مىكنيم:
١- روايتى از پيامبر منقول است كه: حضرت دعائى به براء بن عازب تعليم داد. در دعا اين تركيب «... و (نبيك) الذى ارسلت ...» وجود داشت. هنگامى كه براء خواست دعا را نزد پيامبر- ص- بازخوانى كند گفت: «... و (رسولك) الذى ارسلت ...» پيامبر- صلّى اللّه عليه و آله و سلم- فرمود: نه، و نبيك الذى ارسلت[٢]».
٢- از عبد اللّه بن سنان منقول است كه: امام صادق- ع- فرمود:
دچار شبههاى خواهيد شد كه در اثر آن بدون علم راهگشا و پيشواى هدايتكننده باقى خواهيد ماند. از اين شبهه كسى نجات پيدا نمىكند مگر آن كه به دعاى غريق متوسل شود و خدا را بخواند.
گفتم: دعاى غريق چگونه است؟
امام فرمود: مىگويى: «يا اللّه، يا رحمان، يا رحيم، يا مقلب القلوب، ثبت قلبى على دينك».
گفتم: «يا مقلب القلوب و (الابصار) ثبت قلبى على دينك».
امام فرمود: خداوند عز و جل مقلب القلوب و الابصار هست. اما آن طور كه مىگويم بگو: «يا مقلب القلوب، ثبت قلبى على دينك»[٣].
٣- از امام باقر مروى است- و سائل و محجة البيضاء آن را به امام جواد نسبت مىدهند-
[١] محاضرات الادباء، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٣٤.
[٢] رك: مناهل العرفان، ج ١، ص ١٨٢. به نقل از التبيان. التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ١٠٤.
و البيان آية اللّه خوئى، ص ١٩٨. به نقل از: التبيان، ص ٥٨.
[٣] اكمال الدين، ج ٢، ص ٣٥٢. بحار، ج ٩٢، و اعلام الورى، ص ٤٣٢.