حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٣ - از نمونه ها و موارد بالا دو مطلب استفاده مى شود
معتقد به تحريف قرآن مىباشند[١].
همچنين از سخنان محمد بن قاسم انبارى مىتوان فهميد كه در زمان او كسى يا كسانى معتقد به تحريف بودهاند[٢]. به اضافه آن كه در زمان عثمان، عدهاى با قرآن جمعآورى شده توسط وى مخالفت نموده و به قرائت قرآن منسوخ به گمان خود پرداختند[٣].
از «شعرانى» در «يواقيت العلوم» نقل شده است كه: «اگر نه آن بود كه از سست شدن دلهاى ضعيف و گذاشتن حكمت در غير اهلش هراسى داشتم، هرآينه بيان مىكردم هر چه كه از مصحف عثمان ساقط شده است». همچنين در فصل «إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» خواهد آمد كه از بيان امام حسن- ع- مىتوان فهميد كه امام، معاويه را متهم به اشاعه ادعاى تحريف مىنموده است. ابن شاذان هم از جمله مطاعن عامه را، روايات تحريف قرآن مىشمارد و اين ادعاى آنان را تقبيح مىكند[٤].
از نمونهها و موارد بالا دو مطلب استفاده مىشود:
اوّل: اعتقاد بعضى از اخباريين شيعه به تحريف قرآن متأخر از عصر ابن شاذان است و الا درست نبود ابن شاذان اعتقاد به تحريف را از مطاعن اهل سنت بشمارد. چون كه جاى آن بود به وى پاسخ دهند كه عدهاى از اخباريين شيعه هم اين چنين اعتقادى دارند. مؤيد و دليل اين مطلب، كلام «صدوق» است كه قبلا نقل كرديم. صدوق در بيان خود، «اعتقادنا» به طور مطلق از اعتقاد شيعه درباره عدم تحريف قرآن سخن مىگويد بدون اشاره به مورد استثنائى.
دوّم: روايات عامه در باب تحريف قرآن صراحت در تحريف دارند يا حد اقل طايفهاى از اين روايات اين گونه هستند و قابل تأويل نمىباشند اما آنچه از طريق شيعه روايت شده اين صراحت را ندارد و وجه صحيحى براى حمل و تأويل دارد. و آنچه كه
[١] مجمع البيان، ج ١، ص ١٥ و رك: الميزان فى تفسير القرآن، ج ١٢، ص ١٠٨ و اجوبة مسائل موسى جار اللّه، ص ٣٠.
[٢] ر ك: الجامع لاحكام القرآن، ج ١، ص ٨١- ٨٤.
[٣] همان مدرك، ص ٨٤.
[٤] ر ك: الايضاح ابن شاذان.