حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٣٤ - دليل پنجم «واقعيت تاريخى»
درست نيست. چون كه مراعات حال مردم در جايى كه اساس اسلام لطمه مىديد و حقيقت دين محو مىگشت. محلى نداشت و نمىبايست حقيقت اعظم، فداى مصلحت كوچكى گردد.
اما تحريف قرآن در زمان عثمان، سختتر است. بلكه نزديك به محال مىباشد، چون كه قرآن در اين هنگام در اقصى نقاط مسلماننشين منتشر شده بود و حافظان قرآن به هزاران بلكه به دهها هزار تن رسيده بودند و كوچكترين تجاوزى به حريم قرآن موجب خشم مردم و شورش عليه وى مىگشت. بالاخص با وجود شورش گرانى كه با كمتر از اين كارها بر او شوريدند.
با اين حال هيچكس در اين باره بر عثمان طعنه نزد و كسى نسبت اسقاط حتى يك آيه را به وى نداد بلكه امير المؤمنين- عليه السلام- كار عثمان را درباره جمعآورى قرآن ستود كه در اين كتاب خواهد آمد و منابع اين قول را نقل خواهيم كرد.
بعد از همه اين حرفها آيا اين صدها آيه بلكه هزاران آيه كه ادعاى سقوط آنها از قرآن مىشود بر همهكس پوشيده بوده است و تنها عده كمى از آن آگاهى داشتهاند؟ و آيا معقول است همه با عامل تحريف همگام و هماوا شده اين عمل شنيع و اين جنايت بزرگ را انجام داده باشند؟!. يا آن كه اينان نسبت به كتاب خدا جاهل بودند، تا آنجا كه از تحريفات رخ داده توسط عثمان يا ديگرى بىخبر ماندند؟ آيا پيامبر اكرم آيات قرآن را بر مردم نمىخواند و كتاب حكمت را به آنان نمىآموخت آن طور كه خود قرآن بيان مىكند؟! يا آن كه خيلى زود آنچه را آموخته بودند فراموش كردند و از خاطرشان پنهان گشت؟! ... و اگر هم فراموش كردند- و هر چند كه فراموش كردند- آيا امكان دارد به اندازه يك سوم قرآن فراموش كرده باشند؟ يعنى بيش از دو هزار آيه كه ادعا مىشود ساقط شده است. و ميان اين دو آيه بوده است: وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى ...[١] و بين: فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ...[٢] و هيچيك از مسلمانان حتى يك آيه را به ياد نياورد؟! ... همين اشكال در مورد آنچه گفته مىشود از سوره برائت، احزاب، و غيره فراموششده نيز، صادق است؟! و آيا مگر خيلى از صحابه مصاحف مخصوص به خود نداشتند؟ پس چطور ممكن
[١] سوره نساء، آيه ٣.
[٢] سوره نساء، آيه ٣.