حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٥٩ - سرآغاز
فصل دوّم نسخ تلاوت در پندارها و روايات
سرآغاز
در اين فصل برخى از رواياتى را ذكر مىكنيم كه مدعى حذف سورهها يا آياتى از قرآن شدهاند يا تصور شده است كه تلاوت آنها نسخ گشته و يا حيوان خانگى آن را خورده است و غير آن. پس از طرح و نقد روايات است كه روشن مىگردد اين روايات باطل و نامعقول بوده يا بد فهميده شده است و يا آن كه هدف خاصى از طرح اين گونه روايات در ميان بوده است. اما روايات عبارتند از:
«لا يملأ جوف ابن آدم الا التراب».
از ابو موسى اشعرى[١] منقول است كه قراء بصره را جمع كرد.
آنان حدود سيصد تن بودند. و ابو موسى در ضمن سخنانى كه گفت: اين مطالب را بيان داشت: در گذشته سورهاى از قرآن را مىخوانديم كه درازى و تندى آيات آن در حد سوره برائت بود ولى اينك اين سوره را فراموش كردهايم و تنها از آن سوره اين آيات را بخاطر دارم: اگر آدميزاده را دو دشت پر از اموال بود به دنبال دشت سوم مىرفت. و درون آدمى را تنها خاك پر مىكند. همچنين سورهاى را مىخوانديم كه آن را به سور
[١] ما انگيزه جمعآورى قراء توسط ابو موسى و بيان اين مطالب را نمىفهميم، جز آن كه بگوييم وى قصد داشته از فضل خود براى آنان پرده بردارد و خودى نشان بدهد. اما اين كه وى از اين كار خواسته هيئت حاكمه وقت را محكوم كند و زير سؤال ببرد؛ چون كه در كار جمعآورى قرآن از وى كمك خواسته نشده بود درست نيست؛ زيرا ابو موسى از حاميان حكومت بوده، و از طرف آنان به ولايت و امارت منصوب شده بود و با حب آنان زيست و مرد.