حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢١٢ - توضيحى ديگر
خوردن است[١]. اما درخت «عظاه» اين خصوصيات را ندارد و خوراك شتران است.
پس از آن كه امام طلع را در كاربرد ديگر قرآنى آن «طلع هضيم» تفسير مىكند پرسندگان خيال مىكنند مىتوانند كلمه را به كلمه مترادف آن تبديل كنند. و ظاهرا آن را جايز مىدانند لذا مىگويند: آيا آن را تغيير و تحويل ندهيم؟ و امام با بيان يك قاعده كلى اين كار را منع مىكند و مىگويد: قرآن نبايد دست بخورد.
علت اين منع كاملا روشن است؛ زيرا اجازه تبديل كلمات به مترادف آنها و ادخال تفاسير در آيات براى نسلهاى آينده اشكالات متعددى به بار مىآورد و باعث اختلاط آيات قرآن با كلمات بشرى مىگردد. و مفاسد متعدد ديگرى كه بر همگان آشكار است.
٥- شخصى نزد امام صادق- ع- آياتى از قرآن را بر خلاف قرائت مرسوم خواند. امام صادق- ع- فرمودند: «از اين قرائت خوددارى كن و چنان كه مردم مىخوانند بخوان تا آن كه قائم ما قيام كند. در آن هنگام، قائم، كتاب خداوند را بر اساس واقعيّت و حدودش خواهد خواند. و مصحف مكتوب توسط على- عليه السلام- را ظاهر خواند ساخت ...»[٢].
توضيحى ديگر
درباره قرائت اين شخص چند احتمال مىتوان داد:
١- قرائت آيات به لهجه غير متداول. يعنى همان آيات موجود را با اعراب ديگرى خوانده باشد. و ضمير «يقرؤها» به حروف و آيات برگردد.
٢- تبديل كلمه به مترادف آن صورت گرفته باشد مثلا: به جاى «عهن، صوف» خوانده باشد. و به جاى: «فاسعوا، فامضوا» گفته باشد و مانند آن.
٣- و بالأخره ترتيب آيات قرآن را به هم زده باشد. و آن را به حسب تاريخ نزول خوانده باشد آن طور كه نزد قارى به نظر مىرسيده است ... و يا آن كه به آيات، بعضى تأويلات را افزوده باشد. تاويلاتى كه با آيه همخوانى داشته باشد. شايد امام مىخواهد
[١] رك: البحر المحيط، ص ٥٥٣ و ٥٥٤.
[٢] الكافى، ج ٢، ص ٤٦٢. بصائر الدرجات، ص ١٩٣. محجة البيضاء، ج ٢، ص ٢٦٣. الوافى، ج ٥، ص ٢٧٣. كتاب صلاة مصباح الفقيه، ص ٢٧٥. وسائل، ج ٤، ص ٨٢١. و رك: عدة رسائل مفيد، ص ٢٢٥ و ٢٢٦ المسائل السروية.