حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٠٨ - خط سياسى زيد بن ثابت
اهل بلد- مدينه- به زيد احتياج دارند به خاطر آنچه كه نزد وى يافت مىشود و وى براى مردم چيزهايى مىگويد كه نزد ديگران يافت نمىگردد[١] و عمر و عثمان هيچكس را در قضاوت، افتا، فرائض و قرائت بر زيد مقدم نمىداشتند[٢] زيد همچنان در زمان معاويه صاحب ديوان مدينه بود.
«ابن قتيبه» درباره عبد الملك بن مروان- متولد سال ٢٤ هجرى مىگويد: معاويه وى را جاى زيد بن ثابت بر ديوان منصوب كرد. در اين زمان عبد الملك شانزدهساله بود[٣] عبد الملك بن مروان هم پيرو گفتار و عمل زيد بود[٤] امّا پدر عبد الملك يعنى مروان آنقدر براى زيد احترام قائل بود كه روزى زيد را به مجلسى خواست، و در پس پرده، گروهى كاتب، پنهان كرد. مروان شروع به پرسش كرد و پاسخهاى زيد را كاتبان مىنوشتند، تا آن كه زيد متوجه آنان گرديده به مروان گفت: مرا معذور دار. آنچه مىگويم اجتهاد به رأى است[٥] و يا مردم نزد وى آمدند و شروع به پرسش كردند هر چه زيد پاسخ مىداد پاسخها را مىنوشتند. پس از آن كه زيد را بر اين كارآگاه كردند گفت: چه بسا آنچه را گفتهام خطا باشد؛ زيرا من اجتهاد شخصى كردهام و رأى خود را گفتهام[٦].
با وجود اعتراف زيد به اجتهاد به رأى وى- كه مورد تأييد حكام بودند- چنان قبول عام يافته بودند كه سعيد بن مسيب مىگويد: «فتوايى از وى كه مورد عمل قرار نگرفته باشد نمىشناسم. و آراء وى در شرق و غرب مجمع عليها است»[٧].
[١] رك: تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥٠. طبقات ابن سعد، ج ٢، بخش ٢، ص ١١٦ و ١١٧.
كنز العمال، ج ١٦، ص ٧. حياة الصحابة، ج ٣، ص ٢١٨. سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٣٤.
[٢] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥٠. طبقات ابن سعد، ج ٢، بخش ٢، ص ١١٥. تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ٣٢. كنز العمال، ج ١٦، ص ٦ و سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٣٤.
[٣] المعارف، ص ٣٥٥.
[٤] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥٢.
[٥] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥٢، طبقات ابن سعد، ج ٢، بخش ٢، ص ١١٦ و سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٤٣٨ و در حاشيه همان كتاب به نقل از: طبرانى.
[٦] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥٢.
[٧] تهذيب تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٤٥١ و طبقات ابن سعد، ج ٢، بخش ٢، ص ١١٦.