حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٠٤ - پندار واهى
بدهند. نخست به روايات بنگريم:
١- كافى از على- عليه السلام- نقل مىكند: «قرآن بر سه بخش نازل شد. بخشى درباره ما و دشمنان ما، بخشى هم در سنن و امثال، و آخرين بخش در فرائض و احكام[١]» ٢- و در روايت ديگرى: «بخشى درباره ما و دوستان ما، بخشى هم درباره دشمنان ما و دشمنان آنها كه قبل از ما بودند. و بالأخره بخشى در سنت و مثل[٢]».
٣- از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است فرمود: «قرآن به چهار ربع و بخش نازل گشت: بخشى درباره ما، بخشى درباره دشمنان ما، بخشى در سنن و امثال و بخش چهارم در فرائض و احكام[٣]». بعد نتيجه مىگيرد كه: «آن يك سومى كه درباره ائمه است در قرآن موجود نمىباشد. چون در اين قرآن تصريحى به نام ائمه نشده است. و آنچه از آيات كه فضايل ائمه را بر مىشمارد به يك ثلث قرآن نمىرسد. پس شيعه قرآن را تحريفشده مىداند. به دليل اعتقاد به مضمون روايات».
ليكن در پاسخ اين پندار باطل و گمان نادرست بايد بگوئيم كه: مراد ائمه- عليهم السلام- آن است كه هر آيهاى در قرآن در وصف ابرار و نيكان ثابت قدم و ادامه دهندگان راه حق آمده است در وصف ائمه است و آنان مصداق اتمّ اين قبيل آيات مىباشند. و هر آيهاى كه اشاره به اشرار و منحرفين از خط ولايت داشته باشد مقصود، دشمنان ائمه است. نمونه اين مطلب را در روايت امام باقر قبلا ديديم كه به محمد بن مسلم فرمود: اگر شنيدى آيه، در خوبى يكى از اين امت است مقصود ماييم. و اگر آيه، قومى را به بدى ياد كرد مراد دشمنان ما مىباشند.
علامه حسنى در اين باره مىگويد: «در اين زمينه روايت ديگرى است كه نزول
[١] رك: الكافى، ج ٢، ص ٤٥٩. تفسير البرهان، ج ١، ص ٢١. مصابيح الانوار، ج ٢، ص ٢٩٥. تفسير عياشى، ج ١، ص ٩. و در حاشيهاش به نقل از: البرهان و از: بحار، ج ١٩. ص ٣٠. و صافى، ج ١، ص ٢٤.
[٢] الوافى، ج ٥، ص ٢٧٢. تفسير البرهان، ج ١، ص ٢١. مصابيح الأنوار، ج ٢، ص ٢٩٥. تفسير عياشى، ج ١، ص ١٠. و در حاشيه به نقل از: البرهان و از: بحار ج ١٩. ص ٣٠. و تفسير صافى، ج ١، ص ٢٤.
[٣] الكافى، ج ٢، ص ٤٥٩. عدة رسائل مفيد، ص ٢٢٥( المسائل السروية). تفسير البرهان، ج ١، ص ٢٢. وافى، ج ٥. ص ٢٧١. مصابيح الانوار، ج ٢، ص ٢٩٤. تفسير عياشى، ج ١، ص ٩. و در حاشيه آن به نقل از: البرهان و از: بحار، ج ١٩، ص ٣٠. و صافى، ج ١، ص ٢٤.